اخبار > اسلام و نظريات منطق جديد


  چاپ        ارسال به دوست

اسلام و نظريات منطق جديد

«متکلمان[1] مسلمان باید نظریه‌های عقلانیت خود را به روز رسانی کنند»
تهیه و تدوین: آن بندیکت هوفنر

 

آیا اسلام با منطق مشکل دارد؟ یا فقط برخی از جریان‌های آن این گونه است؟

هشام عبدل القواد[2] مدرس سابق دین اسلام در بلژیک و نویسنده کتاب‌های «سوالاتی که جوانان در مورد اسلام می‌پرسند» (1)، «مسلمانان و مسیحیان- مسیری برای گفتگو بدون آرمان‌گرایی و بدبینی» (2) و دارای مدرک دکترای علوم دینی از دانشگاه لوون‌لنو[3] در بلژیک است. در همین راستا روزنامه لاکروا[4]چاپ پاریس گفتگویی را در خصوص رابطه عقاید اسلامی و نظریات معاصر در حوزه منطق و علوم جدید انجام داده است که در پی می آید:

  

  •  لاکروا :در جوامعی که تکثرگرایی[5] وجود دارد و مؤمنان از گروه‌های مختلف با افراد ندانم‌گو و لاادریگرا[6] و نیز کافرین و منکران خدا در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، شناخت عقلانی ایمان بر هرکسی واجب است. آیا اساساً این سوال مطرح می‌شود؟ و یا این موضوع برای برخی از متفکران یا متکلمان مسلمان نگرانی ایجاد می‌کند؟

هشام عبدل القواد : بحث عقلانیت ایمان از آغاز گسترش اسلام مطرح شده بود. مسلمانان خیلی زود درگیر مجادله‌هایی با مسیحیان بیزانس در مورد الهیات، مسیحیت‌شناسی و پیامبرشناسی شدند که باید به طور منطقی به آن‌ها می‌پرداختند.بنابراین، مسئله در واقع، عقلانیت و خردورزی نیست بلکه بحث بر سر مدرنیته و تفکر علمی جدید است. در دسته مسیحیان نیز همچون مسلمان، موضوع بحث در مورد فلسفه‌های ارسطویی و/یا نوافلاطونی بود. اما ما دیگر در جهان تحت کنترل این فلسفه‌ها زندگی نمی‌کنیم. مشکل این است که تمام الهیات کلاسیک و سنتی اسلامی بر اساس این عقلانیت منسوخ شده و قدیمی است. این نقطه ضعف ماست و تا آن ‌جایی که من اطلاع دارم، متکلمان و متالهین کمی در این زمینه تحقیق کرده‌اند.

  • هنگامی که نقش عقل در اسلام مطرح می‌شود، ما به راحتی معتزلیه[7] را به خاطر شهرتی که دارد، در مقابل سایر مسلمانانی قرار می‌دهیم که با آن عناد می‌ورزند. آیا موضوع به این سادگی است؟

اولین کاری که باید انجام دهیم این است که اسطوره معتزلیه‌های "منطقی و صلح‌آمیز" را در مقابل بنیادگرایان "نادان و خشن" بشکنیم. مقایسه و رویارویی این دو مسلماً بدین شکل نیست. یکی از شکل‌های اولیه تفتیش عقاید مسلمانان بین سالهای ۸۳۳ و ۸۴۸ دقیقاً به دلیل این بود که می‌خواستند نظریه‌های معتزلیه را با اعمال زور در زمان حکومت مأمون، خلیفه عباسی، تحمیل کنند.

این درگیری به سرعت سیاسی شد و وضع به گونه‌ای شد که در نهایت معتزلیه‌ها شکست خوردند و سپس خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. از سوی دیگر، باید در نظر داشت که معتزلیه به گروه‌های مشخصی تقسیم شده است، برخی بیشتر "مومن" و برخی دیگر تقریباً لائیک و بی‌دین هستند و شبیه فیلسوفان صحبت می‌کنند.

  • امروزه، منابع سنت اسلامی برای بررسی و تفکر درباره رابطه بین ایمان و عقل چیست؟

در صورتی که منطق را در معنای منطق مدرن، یا حتی پست مدرن درنظر بگیریم، هیچ منبعی وجود ندارد. اساس سنت اسلامی در طول قرون وسطی پیشرفت کرد، در دنیایی که آنچه را منطقی می‌دانستند که منسجم و پیوسته، بدون تناقض و یا بدون هیچ موضوع پوچ و بیهوده‌ای برای معنویت باشد.

از آن به بعد، علم مدرن، و فیزیک در درجه اول، این پارادیم و الگو را به طور کامل معکوس کرد: یک واقعیت علمی تقریبا همواره ناپیوسته و/یا پوچ در جنبه معنوی است. وقتی معادلات اینشتین به ما نشان می‌دهد که زمان و مکان را می‌توان انقباض یا اتساع داد، منحنی یا مسطح کرد، این حالت در واقع غیرقابل تصور است. و با این حال تمام تکنولوژی فعلی ما بر این پایه می‌چرخد. دلیل و برهان دیگر چیزی نیست که سازگار و غیرمتناقض باشد، بلکه چیزی است که در برابر تمام تلاش‌های روشمند کنترل‌شده برای رد آن مقاومت می‌کند.

من هنوز نتوانستم این پارادایم و الگوی جدید دلیل و منطق را با اطلاعاتم در کار الهیات اسلامی کنونی منطبق کنم. تا به امروز، در بعضی از موسسات خصوصی اسلامی، هنوز در حال اثبات وجود خدا ("هر چیزی علتی دارد، بنابراین علت اولی وجود دارد که نقطه آغازین ندارد و نمی‌تواند به جز خدا چیزی باشد") یا الهیات ("جهان هماهنگ است، بنابراین کسی آن را هماهنگ کرده و این، کسی نمی‌تواند باشد جز خدا") هستند. استدلال‌های امانوئل کانت[8] که از قرن‌ها پیش منطق را درهم آمیخت، نشان می‌دهد که این دلایل هر اندازه هم سازگار و پیوسته باشند، نمی‌توانند به عنوان دلیل در نظر گرفته شوند. وی می‌گوید: این موضوع که من دلیل وجود خدا را سازگار و منسجم می‌یابم نه به این دلیل است که خداوند قدرتمند است، خوب است و بنابراین او خوبی مرا می‌خواهد، و نه این که من باید این دلیل را درنظر بگیرم که اگر از پنجره بپرم، سقوط نکنم...

  • این کار برای ایمان خود مسلمانان چه مزیت‌هایی دارد؟

یک کار واقعی برای به روز‌ رسانی ماهیت عقلانیت کنونی این امکان را می‌دهد که به حالتی منجر شود که من اسم آن را "اعتقادی که به دانش بستگی دارد و نه برعکس" می‌گذارم. در حال حاضر، متکلمان ابتدا چیزی را که باید به آن ایمان آورند، تعیین می‌کنند پیش از آن که چیزی را که می‌توانند مطالعه کنند و در نتیجه بشناسند، اجازه بدهند یا ممنوع کنند . این رویکردی است که به سادگی مانع از به وجود آمدن علم می‌شود.

همچنین، به عقیده من، پذیرش کامل تفکر علمی موجب بهره بردن از آرامش‌هایی می‌شود که علم به ارمغان می‌آورد: ما دیگر از این نمی‌ترسیم که آسمان بر سر ما روی زمین بیافتد و یا وقتی با کشتی به انتهای دنیا برسیم، در خلائی بی‌نهایت بیافتیم. زمانی که دین اسلام را تدریس می‌کنم، در کلاس‌هایم متوجه شدم که جوانان مسلمان در مقابل قرآن به عنوان یک متن عربی قرن هفتمی آرام‌تر هستند نسبت به این که آن را به عنوان "گزارش" خدایی در نظر بگیرند که یکبار برای همیشه و برای ابد سخن گفته است.

به نظر من، خارج از این تحقیق، تنها یک زمینه برای وضعیت فعلی سنت اسلامی مفید و قابل کاوش است و آن مبتنی است بر مشاهده و درک خلقت برای نزدیک شدن به خالق.در این پارادایم که منشأ قرآنی دارد، دانش پرده حجاب بر خداوند نمی‌کشد بلکه به طی طریق به سوی او دعوت می‌کند. این اصلی کلی است، اما مخالف آن چیزی است که اکنون وجود دارد و در آن، گفتمان در مورد پروردگار بیش از هر چیز دیگری، از جمله تفکر درمورد جهان الویت دارد.

 

 

  1. Les questions que se posent les jeunes sur l’islam, Broché, 2016.

  2. Musulmans et chrétiens – Pistes pour un dialogue sans angélisme ni pessimisme, Broché, 2018.

تهیه و تنظیم: رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران

پاریس، مهرماه 97

 

[1]Théologiens

[2]Hicham Abdelgawad

[3]Louvain-La-Neuve

[4]La Croix 

[5]Pluralistes

[6]Agnostique

[7]Mu’tazilite

[8]Emmanuel Kant


١٣:٥٠ - يکشنبه ١٥ مهر ١٣٩٧    /    شماره : ٧١٣٧٥١    /    تعداد نمایش : ١٤٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج