آثار منتشره
سهم شیعه در فرايند تمدن اسلامی

قیمت : 0  ریال

پژوهشگران تاريخ به وجود تمدن اسلامي اعتراف دارند، اگر ترديدي هم هست در ماهيت اين تمدن و نحوه شكل­ گيري آن است. برخي اين تمدن را برگرفته از تمدن­هاي ايران، روم و هند مي­دانند و سهم مسلمانان را در آن اندك مي­شمارند. واقعيت اين است كه تمدن­هاي قديم در ايجاد تمدن جديد اسلامي سهم داشته­اند، همان­گونه كه اين تمدن در شكل­گيري تمدن غرب نقش ايفا كرده است. هنر مسلمانان اين بود كه عناصر رشد­يابنده تمدن­هاي ديگر را گرفتند و خود در فرايند تكامل آن فعاليت كردند. به هر تقدير تمدن اسلامي وامدار تمدن­هاي گذشته است و خود حلقه وصلي براي مراحل بعدي به شمار مي­آيد.

همه مسلمانان سراسر جغرافياي اسلامي با اختلاف در سليقه و مشرب فكري در اين جريان سهيم بوده­اند. اكنون كه به دلايلي كه در اينجا جاي بحث آن نيست، فرق اسلامي نوك پيكان حمله خود را متوجه يكديگر كرده و بي­توجه به گذشته تاريخي در حال تخريب همه چيز هستند، بازشناسي سهم هر كدام از ايشان اين فايده را دارد تا به بازشناسي زيبايي­هايي بپردازند كه حاصل تلاش نسل­هاي قبلي ايشان بوده است. نسل­هاي دوران گذشته نيز با يكديگر اختلاف فكر و نظر داشتند؛ اما به دو مفهوم دار­الاسلام و دار­الحرب توجه ويژه­اي مي­كردند و با وجود مشكلات تردد ميان شهرها و نبودن وسايل نويني كه در مدت چند ساعت مسافر را از قاره­اي به قاره ديگر منتقل مي­كند، حداقل اقشار انديشمند مسلمان، جغرافياي جهان اسلام را در مي­نورديدند و تجارب را به يكديگر منتقل مي­كردند. اكنون مسلمانان به جاي انتقال دانش و تجربه ميان همديگر، كينه و نفرت رد و بدل مي­كنند، حتي وقتي هم مي­خواهند خودشان را به ديگري بشناسانند، از بدترين­ گزينه­ها براي اين كار بهره مي­برند. به همين دليل فرق اسلامي موجود يكديگر را با عنايت به نقش آنها در فرايند تمدن اسلامي نظاره نمي­كنند؛ بلكه اختلافات كلامي، فقهي و فرقه­اي را مبنا قرار می­دهند و آن را وجه تمايز خود از ديگران مي­دانند.

در قديم كه مسلمانان دستي در هنر تمدني داشتند، شيعيان وجه غالب خود را نظرياتي مثل متعه، تقيه و... نمي­دانستند؛ زيرا هنرهاي ديگري داشتند كه در كنار عناصر زيباي ديگر مذاهب اسلامي مي­درخشيد و ثمره مي­داد، متاعي كه امروزه از سوي مسلمانانِ مذاهب اسلامي عرضه مي­شود، محصولي است كه در شوره­زار فعلي روييده است و روز به­روز آنان را در فرايند تكاملي عقيم­تر مي­کند و به همين دليل آنان قادر نيستند نقش نيرومندي در جهان فعلي و جهاني­شدن يا جهاني­سازي ايفا كنند، زيرا در وادي ديگري قدم مي­زنند و به كارهاي نافرجامي مشغول­اند.

كتاب حاضر به كارنامه شيعيان از اين منظر پرداخته و به زيبايي نقش شيعه را در شكل­گيري فرايند تمدن اسلامي اگر چه به شكل مختصر و در زمان و مكان­هاي مشخص عرضه داشته است. 

براي دريافت متن كامل كتاب اينجا را كليك نماييد.