اخبار > فلسفه وجودی داعش و منابع دینی آن


  چاپ        ارسال به دوست

فلسفه وجودی داعش و منابع دینی آن

فلسفه وجودی داعش و منابع دینی آن

این گزارش به منظور بررسی خطوط بنیادی در فلسفه تشکیل و منابع دینی گروه موسوم به دولت اسلامی و گروه های مشابه آن به رشته تحریر در آمده است.

مقدمه

اگرچه تحقیقاتی در رابطه با تاریخچه، فعالیت ها و شعارهای گروهی که  در عکس العمل به اشغال عراق از سوی ایالات متحده امریکا در سال 2003 با عنوان" جماعت توحید و جهاد" و بعد ها با پیوستن به گروه القاعده به عنوان " القاعده عراق" و در سال 2014 با اشغال بخش هایی از شمال عراق و سوریه با ادعای خلافت و دولت اسلامی تشکیل شده است وجود دارد اما تا کنون پژوهشی مدون از طرز تفکر و اساس اندیشه آنها تهیه نشده است. هرچند منابع تحقیقی زیادی در رابطه با سلفی گری که داعش آن را منبع الهام خویش دانسته و سعی در اتصال خویش بدان دارد موجود می باشد اما در رابطه با منابع دینی خود داعش پژوهش های محدودی انجام گرفته است. ویدیئو های منتشر شده از فعالیت های داعش و مجله دابق "Dabiq" به زبان انگلیسی و مجله قسطنطنیه "Kostantiniyye" به زبن ترکی از جمله منابع اصلی می باشد که در ارتباط با داعش و در فضای مجازی امکان دسترسی به آن وجود دارد.

در تهیه گزارش از نقل قول افرادی که تماس مستقیم با داعش داشته اند، متون منتشر شده توسط خود داعش و گزارش منتشر شده از سوی نهاد های مختلف در رابطه با داعش استفاده شده است.

در این گزارش عوامل بوجود آورنده داعش همچون عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، روابط بین الملل، فضای خشونت بار ایجاد شده از جنگ عراق، منابع اقتصادی داعش و روابط بین المللی آن، سیاست های مذهبگرای " اسد" و "مالکی"، روابط ایجاد شده از طریق فضای مجازی با جوانان و جمع آوری طرفدار و تاثیر آنها بر جوانان تازه مسلمان شده بررسی خواهد شد و بیشتر منابع و چهارچوب های دینی داعش مورد بررسی جامع قرار گرفته موارد دیگر به ضرورت مورد اشاره قرار خواهند گرفت.

فهم و فلسفه دینی داعش

از جمله مشکلات معرفت شناسی گروه را می توان در  استفاده ابزاری از دین و عدم رعایت اصول دانست. منظور از عدم رعایت اصول این هست که قوانین اسلامی را که هریک از اصول و قواعد دینی که شاید در طی صدها سال به صورت سنت و قواعد کلی درآمده اند را ناچیز شمرده و با جدا کردن این اصول از ریشه اصلی سعی در ایجاد یک دین و فرعیات نوظهور دارند.

جدا کردن آیات و احادیث از منابع اصلی آن و تبدیل آن به شعارهای ایدئولوژیک، تغییر اصول و مفاهیم اساسی اسلامی و بی محتوا نمودن آنها، مشروعیت بخشی به خویش از طریق احادیث مجعول و مجهول و تکفیر نمودن افرادی که به آنها شبیه نمی باشند از جمله قبح های معرفت شناسی و متدولوژیک داعش می باشد.

خطوط اندیشه داعش از بعضی جهات مشابه سلفیسم می باشد که ریشه تاریخی آن فهم و زندگی ساده از اسلام یعنی علم سلفی بوده که با خشونت و افراطی گری آراسته شده است که به نوعی نئو خارجی یا خوارج عصر جدید نیز می تواند نامیده شود که کاملا در مخالفت و تقابل با تاریخ و مدنیت و اصول اساسی دین اسلام می باشد.

متاسفانه امروز شاهد گروهی هستیم که در شعار و حرف خود را از فعالان مسلمان نامیده اما در عمل میراث تمدن اسلامی را از بین می برند. و با ادعای صادق بودن به اسلام، این دین بزرگ را در سراسر جهان مخدوش جلوه می دهند.

در تاریخ اسلام هیچ گاه تاکنون این اعداهای جاهلانه به این حد و اندازه مخاطب نداشته است. آنچه در اعصار و قرون گذشته با نام های خوارج و مذهب گرایی شایع بوده امروز با راه و رسم های جدید دوباره ظهور نموده و سعی در تنگ کردن افق های انسانی دارد. این حرکات که در اثر دینامیک های بین المللی ساخته و پرداخته شد وبا استراتژی های بین المللی پیشرفت نمود، امروز تفنگ خویش را رو به سوی مسلمانان گرفته است.

این تظاهر غیر صحیح امروزی، به باور جهان شمول حق و عدالت اسلامی و پیام عشق، رحمت و شفقتش سایه افکنده است و حرکت رو به جلوی مدنیت آن را با شکست مواجه کرده است. باعث بوجود آمدن اسلاموفوبی (اسلام هراسی) در دنیای غرب شده است و دستاویز واسطه هایی شده است که به نزاع انسانیت می پردازند. این باورهای به حاشیه رانده شده در ابتدا خود را کاملا منطبق بر باورهای دینی و سلف می دانسته است اما پس از استیلای مغول با فراهم آوردن زمینه هایی برای خود به یک حرکت و جنبش دیگری تبدیل شده است، بعد ها و پس از فروپاشی دولت عثمانی در اثر محرک های داخلی و خارجی زمینه های لازم برای نفوذ و گسترش خویش را فراهم آورده حتی به عنوان ایدوئولوژی رسمی بعضی دولت ها مطرح شده است.بعضی ها این حرکت را نزدیک به فرقه وهابی مذهب حنبلی دانسته اند چرا که در ذکر بیشتر منابع به "ابن تیمیه"و شاگرد وی "ابن قیم"اشاره نموده، نه تنها شیعه را به عنوان رافضی و خارج شده از اسلام و کافر می پندارند، بلکه القاعده را نیز  که خود از آن زاییده شده اند در بعضی موارد تکفیر می کنند.

بعضی ها امروز جماعتی که با عنوان داعش بوجود آمده اند را شکلی از فرقه ابن تیمیه می دانند که برای مقابله با استیلای مغول و منطبق با شرایط آنروز بوجود آمده و با بروز کردن آن توسط القاعده جان تازه ای بدان بخشیده شده است. فتوایی که ابن تیمیه در مقابل نفوذ مغول در منطقه صادر کرده و از طرف القاعده زمانی که افغانستان توسط روسیه اشغال شده است بروز گردیده و بعد از اشغال عراق توسط ایالات متحده امریکا و متفقین نسبت به قبل سختگیرانه تر و افراطی تر شده و  و در مقابل مسلمانان قرار گرفته است نمی تواند تصادفی باشد!

فتوای موسوم به "فتوای ماردین" مشروعیت جنگ برای استقلال در برابر اشغالگران می باشد. اما گروه های ترور امروزی که در تلاش برای مشروعیت بخشی به عملکرد خویش از طریق قرآن و حدیث می باشند نتوانسته اند با شرایط  روز خود را انطباق دهند در حالی که خود نیز فرزند مدرنیته می باشند.

استعمار آفریقا، اشغال افغانستان، جنگ های بوسنی و چچن، جنگ خلیج فارس و اشغال عراق که خطوط دینی و فرهنگی دنیای اسلام را نشانه گرفته بود، نه تنها جوانان منطقه را با واژه های خشونت، جنگ، اشغال و استعمار آشنا کرد بلکه جوانان غربی را نیز که از هویت خویش به دور مانده بودند را با یک ایدئولوژی خلاص شدن از بحران آشنا کرد. این نوع نگرش که در مناطق بحرانی دنیای اسلام به تدریج قدرت گرفت با مشی گرفتن از افکار و اندیشه های فتنه برانگیز خوارج اسلام، امروزه اعتبار اجتماع مسلمانان و بقاء اسلام را با مشکلات حاد روبه رو ساخته است.

مطابق این نگرش "سلف" فقط در انحصار 3 نسل اول می باشد، اما حتی حقایقی را که خود به اجبار مدرنیته ایجاد نموده و به مرور زمان از انحصار 3 نسل خارج نموده اند را نمی توانند درک کنند. کسانی که به باورهای دینی و اعتقادات خویش نیز ایمان ندارند از صراط مستقیم اسلام به دور مانده و با ناچیز شمردن این دستور اسلام که " نمی توان اهل قبله را تکفیر نمود" جنگ با تمام مذاهب و باورهای غیر خودی را به عنوان جهاد پنداشته اند. از منظر آنها " خلف" یعنی نسل های بعد  نمی تواند در کنار سنت و قرآن به عقل و منطق و اجتهاد روی آورند.

در این میان مذاهب فقهی که در طول زمان به عنوان مدارس اندیشه و تعقل بوده اند  به عنوان " اهل بدعت" و مکاتب تصوف و عرفان به عنوان "اهل گمراهی" برچسب می خورند. با تخریب کلیه تکیه ها، زاویه ها، حسینیه ها و اماکن تاریخی این اماکن به عنوان عناصر شرک انگاشته می شوند. در این اندیشه ادبیات، فرهنگ، هنر و علم اسلامی که هریک جلوه ای از صفات جمیل خداوند می باشد جایگاهی ندارند.

این گروه با جدا نمودن رفرانس های دینی از مراجعشان و ارتباط لفظی صرف با قرآن و ارتباط ظاهری و شکلی با سنت،نعمت عقل و استعداد را که خداوند به انسان بخشیده است را ناچیز می پندارند. آنها با تفرقه بین مذاهب به مهندسی سیاسی در تفرقه اسلام راه باز می کنند. 

از طرف دیگر این تفکر به جای تجربه خلوص در عبادات، بازتاب تجلی عشق خالق در مخلوق، خوب بودن مخلوقات به خاطر خالق و اخلاقیات دیگر همچون حس آسایش و آرامش در انسانها، به اسم دین خشونت و افراطی گری را رواج می دهد. اهل کتاب و اقلیت های مذهبی دیگر که در طول تمدن اسلامی همواره مورد عطوفت مسلمانان بوده اند و به عنوان امانت تمدن اسلامی مطرح بوده اند مورد توحش و خشونت واقع شده اند، ایزدیها نیز که جز خوبی از مسلمانان ندیده بودند، مورد قتل و غارت و تبعید واقع شدند. متاسفانه چندی است که اسلام که سالیان سال بود دین عطوفت و صلح و مهربانی بوده اکنون برچسب خشونت و افراطی گری خورده است. خاک کشورهای اسلامی نیز دیگر به عنوان مامن امن و امان مطرح نمی باشد.

با وجود تمام عوامل خارجی، دسیسه و نیرنگ های بیگانگان، امت اسلامی باید روی این واقعه حساس شود. در قضیه داعش و سایر جریان های تکفیری نمی توان تنها با گفتن عبارت" توطئه عوامل خارجی"عبور کرد. باید این سوال پرسیده شود که در این میان ما هیچ ضعفی نداشته ایم؟

در مقاطع بحرانی تاریخ اسلام به کرات این قبیل اقدامات افراطی دیده شده اند. باز هم یک مقطع بحرانی را شاهد هستیم مقطعی که با فطرت اجین شده است. حضرت علی (ع) در مقابل خوارج که با تمثیل آیه ای از قرآن عظیم الشان و شعار "حق از آن خداوند است"فرمودند : "این سخن حقی است که دستاویز باطل شده است". 

امروز اسلام با دشواری های زیادی روبه رو شده است. مسلمانان عصر ما چون نتوانسته اند ارتباط بین دین و دنیا خود را به درستی برقرار نمایند یا محکوم به یک زندگی سنتی و به دور از واقعیت هستند و یا از دین دور و گریزان شده اند. هر دو نگرش نیز از اعتدال به دور بوده و افراط و تفریط را به دنبال خواهد داشت.در چند صد سال اخیر این مشکل دنیای اسلام را با خطر استثمار دست به گریبان کرده است و برای ذهنیت های مشابه داعش زمینه حضور و نفوذ را ایجاد کرده است.مسلمانان با دوری از اجتهاد، تولید اندیشه و تفکر و به روز شدن در داخل خود گرفتار شدند. و در این میان راه های استثمار و استعمار باز شد. در مقابل تفکر و قدرت تکنولوژیکی رقیبان عدهای مات و مبهوت مانده و عده ای دیگر گوشه نشین شدند.

از طرفی نیز این اندیشه های افراطی به ندای درونی بعضی از افراد جواب می دهد که این مساله درباره مسلمانانی صادق است که یا یک برهه علیرغم مسلمان بودن در محیط غیر اسلامی زندگی کرده اند و یا افرادی که بعدا مسلمان "هدایت" شده اند و یا در غرب اقتدا کرده به دنبال اسلام راستین هستند. قطعا همانگونه که هرجنسی مشتری خاص خود را دارد هر تفکری نیز پیرو خاص خود را خواهد داشت و اندیشه "تکفیری" نیز از این مهم مبری نمی باشد. معمولا افرادی که عقاید اسلامی را در چهار چوب و اصول خاص خود آموزش ندیده اند رهروان این گونه طرق هستند.

امروز زیر ماسک و مارک "سلفی" هزار و یک نوع ویروس با شعار بازگشت به خویش، اسلام را از خود واقعی خویش دور نگه می دارند و مسلمانان را به گمراهی می کشانند.سبک و سیاقی که خشونت و افراطی گری را، کشت و کشتار را رواج می دهد یکی از محصولات دنیای مدرن و انعکاس "نیهلیسم" می باشد. داعش و گروه های مشابه آن نیز از جمله بزرگترین ترک هایی هستند که در دیوار تمدن اسلامی رخنه نموده اند.

دینی که  انسان را در وهله اول به خود و در مراحل بعدی به جهان و در نهایت به خدا بیگانه می نماید، هر ارزشی را ازبین می برد و هر معیار اصولی را به صفر متمایل می سازد، اخلاق و حقوق را "کن لم یکن " تلقی می نماید در صورت از ایدئولوژی سلفی و در سیرت از نیهلیسم پیروی می کند. تشبث پایین آوردن دین مبین اسلام تا چارچوب های نیهلسیم را می توان به تعبیر قرآن مجید فتنه ای نامید که حتی از کشتن انسان نیز بدتر است. ضرری که داعش و گروه های مشابه آن به اسلام و انسانیت وارد می کند مانند سایه چاله های فضایی هست که هرچه نور و روشنایی است را محو می کند.

قبل از بررسی رفرانس های دینی گروهی که دنیای اسلام را به هرج و مرج می کشاند بهتر است در مورد چگونگی ایجاد آن، استحاله های پیرامون آن، دلایل گسترش و شیوه های مجادله با آن مطالبی ارائه گردد.

تاریخچه تشکیل داعش

داعش در سال 2003 در خلال حمله ایالات متحده امریکا به عراق با عنوان " جماعت توحید و جهاد" توسط ابوموسی زرقاوی تاسیس شد. در سال 2004 با توجه به مشابهت های عقیدتی با القاعده عنوان " القاعده عراق " را گرفت. در سال 2006 با تجمیع نظر برخی از گروه های سنی فعال در عراق عنوان " مجلس شورای مجاهدین" را به خود گرفت. در همان سال نام خود را به " دولت اسلامی عراق" تغییر داده و در سال 2013 به " دولت اسلامی شام و عراق" تغییر نام داد. از ژوئن 2015 به بعد با عنوان " دولت اسلامی" خود را مطرح کرده است.

این گروه در ترکیه با اختصار "İŞİD" که حروف اول دولت اسلامی شام و عراق (در زبان ترکی) را در بر می گیرد مشهور می باشد. در غرب با عناوین "ISIS" ، "ISIL" و "IS" مطرح می باشد. در کشورهای عربی و منطقه نیز با اختصار حروف اول  نام گروه یعنی داعش مشهور می باشد.

در عراق شهر " بعقوبه" را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرده، در شهرهای کرکوک، نینوا، بابل، صلاح الدین، انبار و دیاله نیز نفوذ چشم گیری داشته است. اکنون علاوه بر شمال عراق در سوریه نیز شهرهایی همچون ادلب، رقه و حلب تحت نفوذ این گروه می باشد.در سال 2013 داعش که قبلا با القاعده بیعت کرده بود دچار اختلاف شده، "ایمن الظواهری" رهبر القاعده فرمان خروج نیروهای القاعده از سوریه را می دهد که با مخالفت " ابوبکر البغدادی" سرکرده داعش مواجه می گردد. افرادی که منصوب به القاعده به فعالیت های خویش ادامه دادند به عنوان " النصره" معروف شدند.

داعش در سال 2014 با پیروزی هایی که در موصل و نقاط استراتژیک سوریه به دست آورد قدرت خویش را به رخ دنیا کشید. در حال حاضر امریکا با همراهی بعضی از کشورها و تحت یک کوالیسیون بین المللی به مقابله با داعش می پردازد.در کناره مجادلات نظامی بسیاری از علمای شیعه و سنی اسلام فتواهایی مبنی بر عدم اشتراک چارچوب های دین مبین اسلام با عقاید داعش را صادر نموده اند.

اسباب و دلایل پیدایش داعش

اشغال سوریه و عراق و از بین رفتن بافت فرهنگی، دینی و اجتماعی آن به دست استبداد که در طول تاریخ زحمات زیادی برای حفظ آنها تقبل شده است عبرتی برای تمامی کشور های اسلامی است، مناطق فوق الذکر که از زمان عباسیان تا کنون با وجود تکثر ادیان و مذاهب همواره به زندگی اجتماعی تداوم بخشیده بود اکنون مهد پرورش خشونت، تعصب و افراطی گری شده است.

منصور خلیفه دوم عباسی (754-777) نظر به اهمیت بغداد، جایی که رودخانه های دجله و فرات نزدیکترین مسافت را به همدیگر دارند و بقایای تمدن باستانی بابل و مدین را دارد در سال 759 با ایجاد پایتخت اسم شهر را "مدینه السلام" یعنی شهر صلح و آشتی نام گذاری می کند. این شهر هم در زمان هارون الرشید (786 - 809) که روزهای اقبال خویش را داشته و هم در زمان هلاکو خان (1217-1265) که مورد اشغال بوده همواره در زمان صلح و جنگ مانند شهر شام به عنوان  مرکز علم و حکمت معروف بوده است.

همانگونه که اشغال افغانستان توسط روسیه باعث بوجود آمدن طالبان شد، اشغال عراق توسط امریکا نیز زمینه ساز بوجود آمدن داعش شد. همانگونه که طالبان باعث ویرانی سرزمین هایی شده است که مولانا را پرورانده است، داعش نیز باعث ویرانی تمدنی شده است که فقه و اندیشه و کلام را در خود پرورانده است و میراث مشترک شیعه و سنی محسوب می گردد. در اثر این اشغال و استبداد افراد تعلیمات دینی لازم و کافی را ندیده و نسل های افراطی را بوجود می آورند همانگونه که کسانی که در ابوغریب با خشونت و تروریسم آشنا شده اند پناهگاهی جز جهالت و نادانی برای خود نتوانسته اند بسازند.

بسترهای نفتی خاورمیانه، سیاست های حمایتی استبداد از رژیم غاصب اسرائیل و بافت فرهنگی و مذهبی منطقه که انواع دین و مذهب و قومیت را در خود جای داده است بستر ساز افراطی گری و خشونت شده است. بعد از جنگ جهانی اول و به دنبال کاهش نفوذ دولت عثمانی در منطقه، زمینه برای خشونت و تفریط و جنگ های داخلی محیا شد. با اشغال عراق توسط امریکا پس از جنگ کویت دامنه آتش این خشونت ها وسیعتر هم شده است. با سقوط حکومت صدام حسین استقرار در عراق نیز تماما از میان رفت. دقیقا از همان دوران به بعد جنگ های خونی در ابعاد مختلف شروع شد. در تحقیقاتی که در انگلستان انجام گرفته است، اشغال عراق توسط امریکا از سال 2003 تا کنون جان بیش از 1 ملیون و 200 هزار عراقی را گرفته است.

عدم وجود حاکمیت مقتدر در سال های گذشته  بر دامنه جنگ های مذهبی در عراق افزوده است. کشور در یک آن جدال گاهی برای شیعه، سنی، کرد و عرب شده است. خروج ایالات متحده از عراق نیز بر دامنه خشونت ها افزده است. امریکا با وعده دموکراسی اقدام به اشغال عراق نموده بود اما در سال های بعدی حکومتی که با حمایت های این کشور به اقتدار رسید در متن قانون اساسی خود شکاف های بزرگی را برای اقلیت های موجود در عراق ایجاد کرد. در این میان سنی ها در حد گسترده ای از حکومت جدا نگه داشته شدند. سنی هایی که سال های سال اقتدار در عراق را در دست داشتند جای خود را به شیعیان دادند و نظامیان شیعی در راس امور قرار گرفتند. نظامیان سنی که در بدنه ارتش صدام حضور داشتند یکباره  از کار برکنار شدند.

عناصر کرد ساکن در شمال عراق با همکاری هایی که با امریکا در خلال جنگ عراق داشتند دستاورد های قابل ملاحظه ای کسب نمودند. سنی ها که در جریان جنگ بیشتر از صدام حمایت می کردند در سالهای بعدی مورد اهمال واقع شدند. این گروه هم در زمان اداره امریکا و هم در زمان حکومت مالکی با اجحاف حقوق مواجه شدند. سیاست های مذهب گرایانه مالکی در عراق هر روز قبایل عرب و سنی را به داعش نزدیکتر می کرد. در این میان بعضی از افراد بی کار مانده، به حاشیه رانده شده و طرفداران نقشبندیه که مورد بی توجهی قرارگرفته بودند با پیوستن به داعش در صدد انتقام برآمدند. در حال حاضر نظامیان صدام بیشترین حمایت را از داعش دارند.

قطعا یکی از مهمترین عوامل بوجود آورنده داعش حمله آمریکا به عراق بعد از حوادث 11 سپتامبر بوده که در آن حقوق اقلیت ها ناچیز شمرده شد. حوادث کشورهای عرب منطقه که از آن به عنوان بهار عربی نیز یاد می شود و برخورد کشورهای غربی با این کشورها باعث ایجاد حس همبستگی در جوانان با داعش شد. افراد خشونت طلب به راحتی می توانند خشم خود را در داعش عملی نمایند از این رو داعش پایگاه بسیار منسبی برای آن ها به شمار می آید. در سال 2014 هزاران  داوطلب جنگجو از بیش از 80 کشور به داعش پیوست. در حال حاضر داعش در عراق 30 هزار و در سوریه 50 هزار نیرو دارد.

سبک مبارزه

داعش اهداف خود را در سال اول تاسیس " باز پس گیری عراق از نیروهای کوالیسیون، ساقط کردن حکومت عراق، خنثی کردن نفوذ افرادی که با نیروهای اشغالگر همکاری داشته اند، به حاشیه راندن شیعیان و تاسیس یک حکومت کاملا استوار بر "شریعت اسلامی" بیان نموده بود. داعش برای رسیدن به این اهداف تاکتیک های خاص خود را نیز پیاده کرده بود. " ابو انس الشامی" از رهبران معنوی گروه داعش اهداف و اصول این گروه را کاملا منطبق بر اصول قرآن و سنت ذکرد نموده است. با تحریف سخن پیامبر اکرم(ص)  که در اثنی جنگ و برای مقابله با دشمنان خود فرموده اند "هرکس یک غیر مسلمان را بکشد خداوند جهنم را برای وی قدغن می کند" و نیز آیه 12 سوره انفال که می فرماید" به یاری کسانی بشتابید که ایمان آورده اند، ترس را در کافران مسلط خواهم کرد، از گردن آنها بزنید، برانگشتانشان بزنید." را از مرجع و اساس خود تحریف نموده و در راستای مقاصد خویش به کار می برندو این در حالی است که پیامبرمان در صفوف نظامی و خط مقدم جنگ نیز نماد مرحمت و شفقت بوده اند. حضرت علی (ع) در جنگ خیبر نیروهای خویش را به پیروزی تشویق می نمودند تا به کشتن و می فرمودند" هدایت حتی یک انسان توسط شما یقینا از پیدایش و رشد همه موجودات تحت تاثیر خورشید مفیدتر است (بخاری، جهاد،4)" تریمولوژی داعش و گروه های مشابه،کاملا افراطی و تحریف شده می باشد. داعش با بکارگیری رسانه های جمعی و فضای مجازی دنیای امروزی جوانان زیادی را تحت تاثیر خود قرار داده است.

داعش با تحریک جوانان از طریق مسایل دینی سعی در جذب کردن آنها می نماید. بیگانگی فرهنگی و عدم برابری در اختصاص سرمایه از عمده مواردی است که داعش با مانور روی آنها سعی در جذب نیروهای خود می کند. و امور دینی همچون جهاد و امربه معروف از جمله مواردی هست که داعش تاکید به آنها می نماید. این گروه به طرفداران خویش نیز انجام این فعالیت ها را از باب رضایت الهی و برای ورود به بهشت تلقین می نماید. در غرب و به خصوص اروپای غربی جوانان تازه مسلمان شده در مورد این برداشتهای دینی بسیار بی دفاع هستند چرا که ایشان دین را در قالب عرف و سنت های رایج نمی آموزند.

جوانان ترک مقیم در کشورهای اروپایی از منظر برنامه های حمایتی سازمان دیانت ترکیه در خارج از کشور نسبت به دیگران از شانس بهتری برخوردارند. براساس تحقیقات یک محقق الجزایری که در سال 2004 در آمستردام و در بین جوانان مسلمان مقیم اروپا انجام داد بیشترین افراطی گری در بین جوانانی از شمال افریقا و کمترین آن متعلق به جوانان ترک مقیم اروپا بود. دلیل آن نیز ارتباط مستمر جوانان ترک با تاریخ و فرهنگشان می باشد.

امروزآنچه که به عنوان اسلام اروپایی مطرح می باشد، اسلامی هست که ریشه های فقه، اصول، تصوف و کلام آن ناپایدار می باشد. این اسلام نه از درون و نه از بیرون امکان مقابله با تهدیدهای موجود را ندارد. دلیل تمایل جوانان غربی به افراطی گری و خشونت و جذب آنها توسط گروه هایی همچون داعش را نیز می توان فقدان پایه های فرهنگی و علوم دینی دانست.

منابع و ماخذهای دینی

در این گزارش در سه بخش قرآن، سنت و اصول دینی داعش که سعی در مشروعیت بخشیدن به خویش در قالب دین نموده و با ابزار نمودن دین سعی در پیشبرد اهداف خویش دارد خواهیم پرداخت.

عقاید قرآنی

داعش با بسنده نمودن به شکل ظاهر قرآن از مفاهیم آن، پیوند های تاریخی، پیام و اهداف و غایت قرآن بیگانه مانده است.

طرز تفکر داعش را به سه بخش میتوان تقسیم نمود:

اول اینکه قرآن کریم را بدون در نظر گرفتن اساس تاریخی، سیاسی، اجتماعی و موارد مشابه به آن به صورت کاملا سطحی می خوانند. مفاهیم و نظرات خویش را به عنوان حقیقت مطلق قبول کرده و باورهای خویش را نیز به عنوان حقیقت یگانه تلقی می نمایند.

در مرحله دوم افرادی را که از راه و رسم و عقاید آنها دور هستند را تکفیر می نمایند و احتمالا در آینده حتی بین خودشان هم به مشکل برخورد نمایند.

در مرحلهبعدی نیز قتل افرادی را که تکفیر کرده اند واجب می شمارند.

در حالی که قرآن کریم در آیه ای با مضمون " آنها قرآن را بخش بخش می کنند (هجر 15/91)" با نقد بخش بخش کردن کتاب بر یکپارچه بودن و کامل خواندن تاکید می نماید.

اعتقاد ظاهری داعش به قرآن کریم از تاثیر پذیری این گروه از سلفی ها و اعتقادات قرآنی ایشان خبر می دهد. در باورهای سلفی تاویل آیات حرام دانسته می شود، مجاز و حقیقت با هم یکی شده است و از منظر عوام مجاز شکل حقیقت به خود گرفته است. آنها بدون در نظر گرفتن شان نزول آیات اقدام به تفسیر آنها می کنند. آیاتی که در زمان پیامبر و در زمان جنگ های ایشان نازل شده است را بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و تاریخچه آن به زمان حال نیز بسط می دهند.

اعتقادات حدیث و سنت

از انتشارات داعش در رسانه های اجتماعی به وضوح دیده میشود که درک و فهم آنها از حدیث و سنت همانند اعتقادات قرآنی آنها ظاهری می باشد. بدون در نظر گرفتن پایه و اساس حکمت حدیث گفته شده را نادیده انگاشته متن را آنگونه که دوست دارند تفسیر می نمایند.

وقتی به احدایث منصوب به پیامبر که از جانب داعش بازگو می شود دقت می کنیم، موارد زیر دقت جلب می نماید.

1-    بدون در نظر گرفتن کلیات در حدیث و سنت و با جدا نمودن مفاهیم آن ها از شاکله خویش با تفسیر موضوعی و به رای خود به صورت ابزاری از آنها استفاده می نمایند.

2-    در تفسیر احادیث از نقل قول های بدون درایت و احادیث مجعول استفاده می کنند.

3-    بدون در نظر گرفتن ارتباط ضمنی و معنایی قرآن و حدیث با جدا کردن و بخش بخش نمودن آن به یک تقریب بی محتوا دست می یابند.

4-    در موضوع تثبیت صحت احادیث از هر تلاشی دریغ نموده و از مراجع صحیح بهره نمی جویند. در همین ارتباط برای نمونه کلیه روایاتی که داعش در مجله ای که با موضوع فتح استانبول و با عنوان قسطنطنیه چاپ می کند، مجعول بوده و طبق نظر اکثریت نا صحیح می باشد.

بعضی از اصول تحریف شده توسط داعش

از جمله مهمترین سلاح های تبلیغی و طرفدار پسند داعش اصول دینی تحریف شده از جانب آنها می باشد. اصول و مفاهیمی همچون جهاد، بیعت، ولاء و براء، هجرت که سالیان سال در تمدن و فرهنگ اسلامی مفاهیم مشترکی داشته است اکنون از طرف داعش تحرف و بازخوانی میگردد. محتوای تعابیر و اصول اسلامی خالی و از جانب داعش دوباره پر گشته، انسان ها را به هرگونه اشتباه و دروغ تحریک می نمایند.

تئوری پردازان داعش با بیان این نکته که جهاد آنگونه نیست که شما می دانید و هرچیزی را که به شما آموزش داده اند را فراموش کنید. آنها با معرفی اسلام به عنوان دین شمشیر سعی در تحریک افکار عمومی دارند. (مجله دابیک شماره 7)، این تبلیغات نیز افراد تازه مسلمان شده و سست ایمان که اطلاع جامعی نسبت به دین ندارند را به راحتی جذب می نماید.

داعش به منظور دفاع و گسترش اندیشه های خویش سعی دارد اصول اسلامی را از اساس حقیقی خود ریشه کن نماید.

در صفحات بعدی این گزارش در مورد تحریفات و برداشت های مختلف داعش از قرآن و سنت بحث به میان خواهد آمد.

مصونیت انسان، عصمت

در تاریخ تفکر اسلامی در موضوع حقوق اولیه و آزادی های انسان دو تقریب اساسی مورد بحث می باشد. در باور اول که بیشترین طرفدار را دارد، انسان به دلیل نفس انسانی خویش معصوم بوده و از حقوق اولیه برخوردار می باشد. این حقوق به سبب دین، تابعیت و یا شرایط اجتماعیش محدود نمی گردد. به همین دلیل جان و مال و عقل و دین انسان باید تحت مراقبت قرار گیرد. در کنار مصونیت این حقوق اقدامات لازم جهت مراقبت از آنها نیز باید انجام گیرد.

در باور دوم این حقوق برحسب باور انسان و جایگاه او تعیین شده است، افرادی که اعتقاد مشترک ندارند جایگاهی در این باور ندارند. افراد به دو گروه مسلمان و غیر مسلمان تقسیم می شوند. انسان ها به دلیل اعتقاداتشان و به تعبیر دیگر به تبع ایمانشان مصونیت می یابند.

در باور اسلامی، حقوق و اخلاق و هنجارهای مشابه  تلاشی در راستای معصونیت عزت و کرامت انسانی می باشد. اصول الهی و دینی همگی درجهت محافظت از کرامت انسانی می باشند. انسان از ابتدای خلقت مکرم آفریده شده است. خداوند بزرگ در قرآن کریم می فرمایند " ما نسل انسان را شریف خلق نمودیم" ( اسراء 17/70). انسانی که مکرم آفریده شده است حقوقی در راستای کرامت انسانی خویش دارد که این حقوق محدود نگشته از بین نمی روند.  از دیدگاه یک مسلمان "دیگری" صرفا ظالم بوده و مجادله با آن غیر قابل انکار است. در قرآن کریم فرموده است " دشمنی بغیر از دشمنی با ظالمان وجو ندارد" (بقره 2/193). مقابله با ظلم ظالم از جمله اصول اساسی می باشد.

داعش و حرکت های مشابه به آن باور اولیه که جریان اصلی نیز می باشد اعتقاد ندارند. در باور دوم نیز با تحریف آن هر کس که غیر اعتقادات ایشان باشد را قبول ننموده با گمراه شمردن اعتقاداتشان آزادی آن ها را مختل می نمایند و بدین صورت اصول اساسی اسلام را نادیده می انگارند.

خلافت/ حکومت اسلامی

جایگزین کسی شدن، به دنبال کسی آمدن، وکیل یا نماینده کسی بودن از جمله معانی خلافت می باشد که در منابع مختلف به آن اشاره شده است. کسی که دولت پیامبر(ص) را پس از ایشان اداره نموده و احکام دینی را در جامعه ساری و جاری می سازد. در دایره المعارف اسلامی در کنار لفظ خلافت الفاظ دیگری همچون امام، امیر و امیرالمومنین نیز آمده است.

آنچه که داعش را از گروه های مشابه خود، متفاوت می سازد ایجاد " حکومت خلافت " می باشد. داعش در موضوع خلافت برعکس دیدگاه اسلام که از انتخاب و مشورت سرچشمه می گیرد بهره نجسته بلکه از راه قهر و غلبه خلافت را عنوان نموده و این را به تمام مسلمانان نیز اشاعه داده است. در حالی که حکومت اجباری  از لحاظ دینی اصلا مشروع نمی باشد.

" ابوبکر البغدادی" خلیفه خود خوانده داعش در سال 2014 بدون در نظر گرفتن رضایت مردم خود را خلیفه عنوان کرد. در صورتی که خلیفه بودن امری نیست که انسان خود بتواند آن را برعهده خویش بنهد.

برای خلیفه شدن نه تنها باید شروط لازم از جانب وی رعایت شود بلکه اکثریت مردم نیز باید وی را به عنوان خلیفه قبول نمایند. این مورد در مورد خلفای اوایل اسلام به چشم می خورد.

تکفیر، تبدیع و تعدیل

" تکفیر" انکار وحی منزل که از طریق پیامبر خدا اعلام می شود بوده و خروج از دین محسوب می گردد.

"تبدیع" اهل بدعت شمردن، "تعدیل" نیز از راه بیرون رفتن یا گمراه شدن می باشد. اعضای داعش افرادی را که مثل آنها نیستند را اهل بدعت شمرده، این را نیز به مراتب بدتر ازکافر شدن می دانند. در تریمولوژی داعش کلمه "ردَّا" یعنی از دین برگشته نیز متناوبا به چشم می خورد تا جایی که تمامی مسلمانان دیگر را از دین خارج شده می پندارند.

شیعیان را "رافضی" دانسته، کشتن آنها را همچون کشتن کفار واجب می شمارند. مساجد شیعیان را نیز به عنوان " عبادتگاه رافضیان " دانسته و مستحق برای تخریب می دانند.

داعش تقریبا تمام مسلمانان حتی گروه هایی همچون القاعده را که خود به نوعی انشعاب آن می باشد تکفیر می کند. آنها حتی تمامی گروه هایی را که در سوریه و عراق برعلیه رژیم حاکم مبارزه می کنند را غیر اسلامی و باطل دانسته، مبارزه با آنها را فرض می دانند. به همین دلیل همه افرادی که غیر داعش هستند از دین خارج شده و مرتد می باشند. بسیاری از مراکز عبادی و تاریخی از جمله زیارتگاه ویسل قرنی توسط منسوبین داعش تخریب گردیده است.

در قرآن کریم افرادی که پس از اسلام آوردن واژه های کفر به زبان می آورند (توبه 9/66)، کسانی که بعد از ایمان آوردن کافر شده اند(آل عمران3/90) و کسانی که از دین خارج شده اند (البقره 2/2017 و آل عمران 3/106) کافر خوانده شده اند.

در قرآن کریم افرادی که وجود و یگانگی خداوند را نادیده می گیرند، پیامبران خدا، کتب آسمانی، احکام قرآن کریمرا انکار می کنند، برای خداوند شریک قائل می شوند، آنچه که از جانب خداوند حرام دانسته شده است را حرام نمی شمارند، خدا و پیامرش را به سخره می گیرند و با وجود ایمان زبانی ایمان قلبی ندارند کافر خوانده شده اند.

در کنار اینها در قرآن کریم به فردی که سلام می دهد نمی توان گفت تو مومن نیستی امر شده است. (النساء 4/94) برای افرادی که از رفتن به جهاد امتناع می کنند به جای مستقیما کافر گفتن " به کفر نزدیک شده" استفاده شده است (آل عمران 3/167) و بدین صورت تا زمانی که نشانه مشخصی نباشد و فرد خود زبانا به آن انکار نکند نمی توان کسی را کافر دانست.

حضرت پیغمبر (ص) نیز جان و مال کسانی را که شهادتین گفته اند را در امان دانسته، کسانی را که روبه سوی قبله نماز می خوانند و از ذبحمسلمانان تناول می کنند را تحت حمایت خداوند و رسولش دانسته و نمی توان آنها را کافر دانست( بخاری"ایمان" 29، ابوداوود " جهاد "95)حضرت پیامبر قبل از فتح مکه مانع از کشته شدن "حاطب بن ابی بلتعه" توسط "عمر" می شود، اقدام وی در انتقال اطلاعات به دشمن در جهت حفظ جان خانواده ذکر شده و موجب عفو پیامبر بزرگ اسلام قرار گرفته بود( ابو داوود، جهاد 98) این اقدام پیامبر به نوعی بخشش منافقین و افرادی هست که دشمنی خود را آشکارا عنوان نمی نمایند، این عمل می تواند باعث تغییر کردنشان در طول زمان گردد.

این رفتار کریمانه پیامبر در اصحاب ایشان نیز به چشم می خورد، حضرت علی (ع) در جنگ های جمل و صفین سعی در اصلاح ایشان داشته در حالی که نزدیکان ایشان آن ها را کافر می خواندند ایشان با برادر خواندنشان به اصلاح شدنشان امید داشتند.

در تاریخ اسلام مساله تکفیر در دوران نسل اول به وقوع پیوست. آنچه که در جنگ صفین به وقوع پیوست و بعدها به عنوان خوارج مشهور شد، این گروه هم حضرت علی و هم معاویه و هم طرفدارانشان را تکفیر نمودند. در حالی که حضرت علی(ع) نتنها این گروه را که ایشان را تکفیر نموده اند را تکفیر ننمود بلکه تا زمانی که اعضا این گروه سلاح به دست نگرفته اند را از هیچ یک از حقوق مدنی شان محروم نگردانیده حتی مانع از مسجد آمدن و سخنرانی کردن بر علیه ایشان نشدند.

در دیدگاه اهل سنت، اهل قبله را نمی توان تکفیر کرد، از طرفی نمی توان هیچ مسلمانی را کافر شمرد. در روزگار جدید بعضی از فرق اسلامی با تکفیر باورهای دیگر اسلامی که با عقاید آنها سازگار نیستند، اعلان جنگ می نمایند که این در منابع کتاب و اهل سنت جایگاهی ندارد. از زمان خلافای اسلامی و در طول تاریخ اسلام نیز این باور هیچ جایگاه و منزلتی نداشته است.

 

الولاء و البراء(تولی و تبری)

ولاء (دوست داشتن مومنین) و براء(دشمن شمردن کافران) در منطق داعش و طبق ایدئولوژی آنها تغییر پیدا کرده است.

در ایدئولوژی داعش با سوءظن به دیگران آنها را غیر خودی شمرده و راه را برای دشمنی با آن ها همورا می نماید. با دسته بندی انسان ها به دو گروه دوست و دشمن و مباح شمردن کشتن دشمن تصویر منفی از اسلام ترسیم نموده، افراط و خشونت را در جامعه رواج می دهد.

داعش در مطبوعات اینترنتی خود (دابیک) با اشاره به اصل تولی و تبری و تحریف آن سعی در تحریک افکار عمومی داشته و مسلمانان را به بیعت با خود تشویق می نماید حتی به کسانی که امکان حضور در عراق و سوریه را ندارند پیشنهاد حضور در شمال افریقا و گروه های افراطی آنجا را می دهد.

جهاد، امر به معروف و نهی از منکر

جهاد یکی از مهمترین اسباب وجودی داعش و همچنین حیاتی ترین اصول کاربردی در رسانه های آن می باشد. به اعتقاد داعش تا فراگیر شدن حکومت اسلامی در سراسر جهان، جهاد یکی از وظایف لاینفک مسلمانان محسوب می شود. در ضمن مبارزه با آنچه که مانع گسترش حکومت اسلامی می باشد فرض و واجب می باشد. افرادی هم که به گسترش این دولت اسلامی کمک نکرده و مانع پیشروی آن می شوند مرتد می باشند. داعش درکل هرکسی را که تفکر این گروه را ندارد مرتد شمرده مبارزه با آن را واجب می داند با سوء استعمال بعضی از آیات قرآن کریم در رابطه با جهاد و تحریف آن بدون اشاره به شان نزول آیات برای خود دلیل می تراشند.

برای همگان آشکار است که جهادی که قرآن به آن اشاره دارد در رابطه با مسلمانان نمی باشد. آنچه که داعش با تکفیر غیر خودی و بدون رعایت حق و حقوق انجام می دهد جهاد محسوب نمی گردد. اسلام حتی در جنگ اخلاق را معیار قرار داده به هیچ کس اجازه عبور از آن را نمی دهد برای کشته شدگان و اسرا حق و حقوق قائل شده است. بطور کلی قرآن کریم هر نوع تجاوزی را محکوم ساخته به اخلاق و رعایت حقوق در جنگ تاکید دارد.

در قرآن کریم آیات و عباراتی نیز در خصوص غیر مسلمانان و چگونگی برخورد با آنها وجود دارد که البته در تفسیر آن باید شان نزول آیات لحاظ گردد. این آیات در زمان پیامبر و نسبت به کسانی است که آشکارا با پیامبر اسلام اعلام جنگ نموده اند. به غیر از این هم در قرآن کریم و هم در سیره پیامبر اسلام رحمت و عطوفت و مصالحه با غیر مسلمانان وجود دارد.  بگونه ای که خداوند در کتابش می فرماید:

" خداوند تنها دوستی و ارتباط با کسانی را که بر علیه دین مبارزه می کنند و یا شما را از خانه و کاشانه هایتان بیرون می رانند و یا به کسی که به آنها یاری می رسانند ممنوع نموده در غیر این صورت خداوند عادل بوده و از شما نیز می خواهد که با عدالت برخورد نمایید" (سوره الممتحنه 60/8،9)

در سیره پیامبر اسلام هم که دقت می کنیم ایشان همواره رفتاری مسامحه آمیز و سرشار از رحمت را از ایشان شاهد هستیم. پس از فتح مکه به مشرکانی که با انواع آزار و اذیت ها باعث شده بودند ایشان به خاطر اعتقاداتشان از شهری که در آن متولد و بزرگ شده بود هجرت کنند فرمودند:

همانگونه که حضرت یوسف بعد از آنهمه جور و جفا به برادرانش گفت من نیز به شما می گویم: امروز با شما مقابله به مثل نخواهیم کرد خداوند شما را عفو کند اورحمان و رحیم  است. اکنون همگی شما آزادید.

 

نتیجه و ارزیابی

      افراطی گری و خشونت داعش و گروه های مشابه آن را به هیچ عنوان نمی توان به اسلام منسوب نمود.  اگر تاریخ اسلام را از ابتدا تا کنون بررسی نمایم  به وضوح خواهیم دید که اسلام اعمال هیچ یک از گروههای افراطی را تایید نمی نماید. هیچ کدام از این افراطی گری ها، خشونت ها و قتل عام و کشتارها را نمی توان به دین وصل کرد. در بررسی این گروه ها نمی توان مسایل سیاسی، اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی را نادیده انگاشت.

با تمام این اوصاف این نکته را نیز باید در نظر داشت گروه هایی که این قتل عام ها را انجام داده صحنه های قتل و غارت و خشونت را به نمایش می گذارند خود را مسلمان می نامند و از طرف دیگر قربانیان این جنایات نیز مسلمانان معصوم هستند.

کلیه گروه های دینی که این جنایات را مرتکب شده این اعمال شنیع را مشروع می شمارند هرچقدر هم با استفاده از جهالت افراد به جذب طرفدار بپردازند بازهم نمی توانند با تکیه بر آیات و احادیث مجعول سرپوش به اعمال خود بگذارند. ممکن نیست که اسلام ترور را تایید نماید.  هیچ کس این حق را ندارد دینی که رحمت عالمیان است و سعی در سعادتمند کردن افراد در دو جهان دارد را این چنین مخدوش نماید.

ایدئولوژی و تفکر نباید صحنه را برای هم تنگ نمایند بلکه برعکس تفاوت ها باید موجب غنای فرهنگی گردد.

دینمان با بررسی جهات مختلف زندگی امکان زندگی افراد با گرایش های مختلف و رعایت کامل حقوقشان را پیش بینی نموده است. از دیدگاه اسلام هرکسی عاقبت عملکردو دیدگاه خویش را خواهد دید. تا زمانی که حقوق دیگران را به مخاطره نینداخته، زندگی اجتماعی را برهم نزننند، هرکسی می توانند زندگی خویش را آنگونه که تشخیص می دهد ادامه دهد. دولت ها نیز که وظیفه حفظ امنیت و یکپارچگی اجتماعی را دارند باید عادلانه در مورد حقوق مدنی افراد رعایت کنند. هرکسی باید از تساوی حقوق در برابر قانون بهرمند بوده و هیچ کس نباید شبهه ای از عدالت اجتماعی داشته باشد.

همه انسان ها را در یک گروه دسته بندی نمودن کار هیچ عقل سلیمی نخواهد بود. این با سنت خداوندی در روی زمین نیز مفایرت دارد. خلقت انسان در نژاد ها، رنگ ها و زبان های مختلف چیزی است که قرآن کریم نیز به آن اشاره دارد. آنچه که اهمیت دارد دعوت انسان ها به حقیقت می باشد. کسانی که ایمان آورده اند راه درست را انتخاب نموده و به سعادت رسیده اند. کسانی هم که ایمان نیاورده اند در جهان دیگر حساب پس خواهند داد. حسابرسی مربوط به انسان ها نمی باشد. اگرچه تبلیغ و دعوت به حق از امور اساسی می باشد اما آنچه که به عهده مومنان می باشد صبورانه توصیه نمودن است. اگر قبول نکنند هیچ کس نمی توانند به اعتقادات و عبادتخانه های غیر مسلمانان تجاوز کند.

این حرکات و فعالیت های افراطی که در گوشه و کنار جهان اسلام قد علم نموده است هیچ ارتباطی با دین مبین اسلام نداشته و از طرف قدرت های بزرگ و به دنبال اشغال خاک کشورهای اسلامی در منطقه بوجود آمده و دلایل سیاسی و اجتماعی و روانشناختی دارند. نیروهای اشغالگر از طرفی به دنبال تامین منافع اقتصادی خود بوده و از طرف دیگر سعی در تضعیف جوامع مسلمان می باشند.

البته نمی توانیم با محکوم کردن نیروی های اشغالگر از مسولیت شانه خالی کنیم. چراکه تمامی این اقدامات وحشیانه و افراطی و بدور از عقل سلیم در جغرافیای کشورهای اسلامی و به واسطه مسلمانان در حال انجام می باشد. آنچه مبرهن هست هر دوطرف این سناریوی وحشت یعنی هم تعارض شدگان و هم عاملان این افراطی گری مسلمانان هستند. دنیای اسلام باید بیشتر روی این موضوع تمرکز کند و دانشگاه ها، علما و سازمان های دینی باید بیشتر در این ضمینه حساسیت به خرج دهند.

حرکت و جنبشی که آرامش و سعادت را به انسان ها وعده ندهد هیچ ارزشی نخواهد داشت. داعش با ترسیم نادرست سیمای اسلام به عنوان دینی افراطی هیچ حد و مرزی نمی شناسد.  تنها سرمایه این جنبش جهل و استفاده نابخردانه و نامحدو از سلاح می باشد.

خشکاندن باتلاق زمینه سازان داعش راه از تربیت مالک بن نبی و آگاهی بخشی "اندیشه مرده" می گذرد. بیداری جوامع انسانی و رواج حکت و مصلحت می تواند راه حل مناسبی باشد. "اندیشه های مرده" به مراتب خطرناک تر از "اندیشه های کشنده" متهاجم از بیرون می باشند. چرا که "اندیشه مرده" سیستم ایمنی را نابود نموده مانع از دفاع کاربردی می شود در حالی که در مقابل " اندیشه های کشنده" قطعا عواملی برای مقابله و دفاع وجود خواهند داشت.(جوامعی که از درون تخریب می شوند شرایط به مراتب سخت تری نسبت به جوامعی دارند که دشمن خارجی سعی درتخریب آن دارد).

به عنوان سازمان دیانت آنچه که وظیفه است انجام داده و در ادامه راه نیز از تلاش دست نخواهیم کشید. داعش بعد از اشغال موصل و اعلام خلافت خودخوانده بیانیه ای 10 ماده ای صادر نمود. با ترجمه آن به 8 زبان زنده دنیا، آن را به تمام موسسه های دینی فرستادیم.

در ادامه با تجمیع 150 نفر از علمای اسلام  در استانبول در راستای صلح قدم هایی برداشته شده، تمامی این موضوعات درآن نشست بحث و جمع بندی آن برای آگاهی افکار عمومی چاپ و منتشر شد. در همین چارچوب و با گسترش فرهنگ صلح و اعتدال نامه هایی برای رهبران کشورهای اسلامی، دبیرخانه سازمان ملل و اتحادیه اروپا نوشته شده خواستار افزایش تلاش ها جهت کاهش جرم و ظلم هایی که در این منطقه انجام می گیرد شدیم.

ترجمه: رايزني فرهنگي ايران در ارزروم تركيه

 

 

منابع:

Kur’an-ıKerim.

 

Kütüb-iSitte.

 

 AB veTürkiye’ninIşidveYabancıSavaşçılarlaMücadelePolitikası (IKV Değerlendirme

Notu, Ocak 2015) Hazırlayan: Derya KAP

 

Adnan İnanç, ŞiddetinAnatomisiveMüslümanlarınŞiddetileSınavı, Makale, Bilge

AdamlarDergisi, Sayı 36, Aralık 2014.

 

Ahmet Yaman, MüslümanBilincindekiSavaş-CihatAlgısıveSavaşHukuku, Makale,ŞiddetKarşısında İslam, DİB Yay. 1. Baskı, İstanbul 2014.Daiş’eait “Dabiq”, İnternet ortamındaİngilizceyayımlanan PDF formatındadergi.(I-X arasısayılar)

 

Daiş’eait “Kostantiniye”, İnternet ortamındaTürkçeyayımlanan PDF formatında

dergi. (I-III arasısayılar).

 

ed-Devletu’l-İslamiyye DAİŞ NeşetuhaHakikatuhaEfkaruhaMevkifuEhli’l-İlmiminha, Hazırlayan: Prof. Dr. Hüseyiner-Rakb, GazzeFilistin.Ejder OKUMUŞ, “MüslümanToplumdaGörülenŞiddetİçerikliDavranışlar”, DiyanetİlmiDergi, cilt 50, sayı 3.

 

el-IrakMelamih el-Meşhedi’r-RahinveMealatuhu (ed-DivânAraştırmaveİstişare

MerkeziRaporu)

 

Hamidullah, Muhammed, İslam’daDevletİdaresi, 13. bölüm, SavaştaYasakFiiller,

Beyan Yay. İstanbul.

 

(IŞ)İD ÇerçeveMetni, SamerRaporu, Hazırlayan: Muhammed Cihad EBRARİ.

İhab Kemal (John Robert), El-Alakatu’l-HafiyyebeyneAmrikave’d-Duvelu’l-Arabiyya,

Kahire, tarihsiz.

 

Mahmud EsadSeydişehri, İslam Tarihi, Divan Yay. İstanbul 1983, c. 2.

 

Muhammed Aluş, DaişveAkhavatuha, Daru’r-Rayyes, Kahire 2015.

 

RecepTayyip GÜRLER &ÖmerBehram ÖZDEMİR, “IŞİD: Irak’taYerliSuriye’de

Yabancı”, OrtadoğuDergisi, Temmuz-AğustosCilt: 6, Sayı: 63, sayfa 58-61 arası.

 

TürkiyeDiyanetVakfı İslam Ansiklopedisi (DİA).

 

 


١٠:٥٦ - دوشنبه ١٣ مهر ١٣٩٤    /    شماره : ٦٣٨٢٦٩    /    تعداد نمایش : ٨٩٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج