اخبار > گزارش نشست تخصصی جغرافياي سياسي و قلمرو سازي فرهنگي


  چاپ        ارسال به دوست

گزارش نشست تخصصی جغرافياي سياسي و قلمرو سازي فرهنگي

گزارش نشست تخصصی جغرافياي سياسي و قلمرو سازي فرهنگي

نشست تخصصي مركز مطالعات فرهنگي –بين المللي باعنوان« جغرافياي سياسي و قلمرو سازي فرهنگي » روز دوشنبه 4/5/95 با حضور و سخنراني آقاي دكتر حافظ نيا ، استاد جغرافياي سياسي دانشگاه تربيت مدرس تهران  و با حضور جمعی از مدیران وکارشناسان سازمان در سالن حوزه رياست برگزار شد.

دكتر حافظ نيا در آغاز  با اشاره به اهمیت جغرافیای سیاسی وعلم ژئوپلتیک ؛اهمیت فضای جغرافیایی واقلیمی را شرط اساسی در تحلیل درست پدیده های سیاسی خواند وبا اشاره به  تعريف ومفهوم ژئوپليتيك و پيشينه اين دانش اظهار داشت : اين رشته از علم قدمت قابل توجهي دارد و  تاريخ تاسيس آن در دانشگاه هاي فرانسه و آلمان به سال 1751 ميلادي باز مي گردد. : قلمرو فضایی – جغرافیایی یک دولت سرزمین آن است که با مرزهای سیاسی از سرزمین دولت های دیگر منفک می شود؛ بنابراین سرزمین یکی از عناصر ساختاری دولت به حساب می آید و بدون وجود آن دولت متصور نیست. سرزمین گهواره زیست و عرصه پیوند دو جانبه انسان و طبیعت است. سرزمین با ویژگی های خود، چه مکان تولد فرد باشد یا محل سکونت وی، یکی از بنیادهایی است که هویت فرد را تشکیل می دهد و باعث می شود فرد نسبت به آن احساس دلبستگی و حس تعلق داشته باشد. استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: تعلق مکانی در کنار وطن گرایی و ناسیونالیسم به فرد هویت می بخشد. انسانها دارای وابستگیهای مکانی، وطنی و سکونتگاهی سطح بندی شده هستند و هر سطحی به آنها هویت خاص می دهند. هر فرد ضمن اینکه خود را وابسته به زادگاه و بوم خود می داند در سطح بالاتر نسبت به یک شهرستان، استان و سپس کشور و حتی قاره احساس تعلق می کند. وی افزود: بین احساس تعلق، محدوده سرزمینی و فاصله جغرافیایی رابطه مستقیمی وجود دارد. هر چه محدوده سرزمینی که افراد را به هم پیوند می دهد، گسترش یابد، حس تعلق نسبت به پایین تر و خردتر، کمرنگ تر می شود ولی هرقدر فاصله جغرافیایی بوم ها و زادگاههای افراد کمتر باشد، سطح کیفی ارتباط دوستی و صمیمیت آنها بیشتر می شود. سرزمین ایران به عنوان عامل همگرایی و فصل مشترک ایرانیان ویژگیهای فراوانی دارد که در این جلسه به جنبه های سرزمین آن، که منعکس کننده رابطه متقابل انسان و محیط زیست او در فضای جغرافیایی ایران است پرداخته می شود

وی افزود ؛  هر تصميم گيري سياسي در چهار سطح محلي ، ملي ، منطقه اي و بين المللي تاثير گذاربوده  .اين اثر گذاري و دگرگوني ها بايددر تحليل رويدادهاي سياسي مدنظر قرار گيرد. ايشان ديگر رشته هاي علمي ، مانند روابط بين المللي و مطالعات منطقه اي را از شاخه ها ي علم ژئوپليتيك دانستند و گفتند  حكومت و ماهيت آن موضوع اصلي دانش ژئوپليتيك نيست بلکه موضوع علم ژئوپولتیک آن بخش از جغرافیای سیاسی است که با مواجه قدرت پیوند می خورد از اینرو قدرت –نه سیاست - .موضوع ژئوپلتیک می باشد. وي همچنین مقتضيات فضاي جغرافيايي را شكل دهنده حكومت و ماهيت آن عنوان كردند وژئوپليتيك را بخشي از تركيبات جغرافياي سياسي ناميدند كه با مولفه قدرت پيوند دارد.

این استاد جغرافیای سیاسی در بخش دیگر از سخنانش به تشریح نسبت میان جغرافیای سیاسی وعلم ژئوپولتیک با کار فرهنگی وسازمان فرهنگ پرداخت وخاطر نشان ساخت ؛  ماهيت و فلسفه فعاليت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ژئوپليتيك است كه پشت سر آن نيز حكومت قرار دارد، چرا که ماهیت فعاليت سازمان فرهنگ  قلمرو سازي فرهنگي و افزايش نفوذ ج.ا.ايران در فضای جغرافیایی واقلیمی دیگران است  .

اوی در ادامه  ژئوپليتيك را ناشي از سه ويژگي انسان فردی یا جمعی دانست وخاطر نشان ساخت ، انسان به عنوان موجودی ژئوپلیتکی به دلیل ارتباطش با جغرافیا دارای سه خصیصه است :

1-    ميل به قلمرو سازي وحریم سازی

2-    ميل به تصرف و كنترل منابع جغرافیایی و در نتیجه منازعه و رقابت برای کنترل این منابع برای بقاء

3-    ميل به منزلت طلبي ومنزلت یابی در فضاي جغرافيايي

از اینروی ؛  سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي ، دارای  فلسفه ژئوپليتيكی ،ماموریتی سیاسی و ماهيتی فرهنگی  است كه در حوزه فرهنگي فعاليت داشته و برای تنظیم روابط فرهنگی با دیگران ودولت ها بر اساس قواعد حکومتی و همچنین توسعه ارزش های فرهنگی مي كوشد.  

وي توجه به دو عامل علايق ونگراني هاي ژئوپليتيك را براي دست اندركاران سازمان ضروري دانستویادآورشد :  منظور از علايق  مكمل فضايي كشور در بيرون از مرزهاي يك كشور است كه بعد ساختاري و كاركردي دارد. يعني يك پديده در فضاي جغرافيايي ديگران وجوددارد كه با ما متجانس است . اين پديده مي تواند هم زباني ، هم ديني ، همدردي و .... باشد . به عبارت ديگر ، موارد پيش گفته متغيرهاي تجانس ساختاري است. اين متغيرها را مي توان به منزله فرصت و نقطه قوت تلقي نمود.هنگامي اين متغير به فرصت تبديل مي شود كه به مثابه يك مزيت وارد فضاي جغرافيايي شود ومخاطبان كشور ميزبان داوطلبانه به  دريافت آن مزيت روی آورند .

دكتر حافظ نيا از « قلمرو تمدن ايراني »و«قلمرومذهب شيعه »به عنوان دو مزيت فرهنگي ج.ا.ايران نام بردند و عنوان كردند كه دغدغه هاي ژئوپليتيك ج.ا.ايران توسط رقباي ايران ساخته وايجاد مي شود و تخريب يا تضعيف كننده برنامه هاي ما است. ز اینرو  از تركيب علايق و دغدغه ها ی راهبردي فعاليت ها استخراج مي شود و ما مي توانيم به يك برنامه استراتژيك در حيطه فرهنگي دست پيدا كنيم و با تدوين سند راهبردي در مقياس محلي ، ملي و كلان  برنامه كنش فرهنگي خود را تدوين نماييم . وي به سیاست گذاران، مدیران و دست اندر کاران حوزه فرهنگ بين الملل  توصیه كرد بیش از پیش خود را به دانش و بینش علمی ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی مجهز نمایند تا بتوانند از پس چالش های ژئوپلیتیکی فزاینده کشور برآیند و در تامین اهداف و منافع ملی موفق گردند.

دکتر حافظ نیا ،قلمرو ژئوپلتیکی مذهبی را یکی از حوزه های چالش برانگیز برشمرد که در صورت عدم رویکردهای علمی و واقع گرایانه ؛می تواند منجر به منازعه ودرگیری وهمچنین واگرایی گردد.وی با اشاره به وضعیت جاری و منازعات موجود در در جهان اسلام ؛ وهمچنین دغدغه ها و چالش های موجود بر سر روابط فرهنگی ج .ا.ا با سایر کشورها ؛ بر ضرورت تدوین نقشه علمی مربوط به جغرافیای فرهنگی جهان توسط سازمان تاکید نمود و خاطرنشان ساخت می بایستی با بهره گیری از صاحبنظران در حوزه جغرافیای سیاسی وعلم ژئوپلتیک ،نقشه های مربوط به مزیت های فرهنگی ،علائق در دو حوزه فرصت ها ومزیت های فرهنگی ج .ا.ا در دیگر جوامع و همچنین دغدغه ها در دو حوزه ضعف ها وتهدیدهای فعالیت های فرهنگی ایران در دیگر سرزمین ها بخوبی  در سه سطح ملی ،منطقه ای وبین المللی بر اساس استراتزی انسان محور وارزش ها ومزیت های مورد علاقه ونیاز مخاطبین طراحی و ارائه گردد و تعارض منافع با دیگران را با راهبرد اخلاقی و واقع بینانه توازن قوا سامان دهد تا کنش های فرهنگی با رفتارهای واکنشی مواجه نگردد. وی در ادامه با اشاره به نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاطر نشان کرد : سیاست خارجی ج.ا. ایران در سالهای اخیر با چالشهای ژئوپلیتیکی  بویژه  در جهان اسلام،روبرو شده است .وبحران هایی همچون منازعات  مرزی و همسایگی ،قومیتی، قلمرو شیعی، قلمرو تمدن ایرانی، موقعیت حائل، انزوای ژئوپلیتیکی، رقابتهای ژئواستراتژیکی جهانی و منطقه ای، پیامدهای سیاست اتمی، ژئوپلیتیک آب، ژئوپلیتیک انرژی، خود انگاری ویژه را از جمله چالش های پیش روی خواند  که هر روز بر پیچیدگی آنها افزوده شده ونیازمند مطالعه راهکارهای اساسی برای برون رفت از آن می باشد. وی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تضاد رو به رشد شیعه وسنی ؛ ادامه این بحران را خطرناک وزیانبار توصیف کرد و بر ضرورت یافتن راه حل های مشترک برای برون رفت از این وضعیت تاکید نمود.   .  

 

 


١٢:١٠ - چهارشنبه ٦ مرداد ١٣٩٥    /    شماره : ٦٥٦٣٦٩    /    تعداد نمایش : ٦٤١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج