اخبار > نشست تخصصي با عنوان جريان شناسي فكري و فرهنگي پشتونها


  چاپ        ارسال به دوست

نشست تخصصي با عنوان جريان شناسي فكري و فرهنگي پشتونها

نشست تخصصي با عنوان جريان شناسي فكري و فرهنگي پشتونها

اين نشست در تاريخ 5/5/1395 در محل ساختمان شماره 1 سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و با حضور كارشناسان  اداره كل آسيا و اقيانوسيه و ساير بخشها برگزار شد آقاي دكتر عبد الرحيم دراني سخنران اين جلسه بود.

متن سخنراني آقاي دكتر دراني:

جریان شناسی فکری و فرهنگی پشتونها

لویه خدایه لویه ، ستا په مینه په هر ځایه

غر ولاړ په درناوی دی ، ټوله ژوی په زارۍ دي

دا وگړي ډیر کې خدایه لویه خدایه لویه

شعری از بیټ نیکه از نیاکان پشتونها . در این اشعار ضمن حمد و ستایش خداوند و یاد آوری مهر ومحبت خدا بر بندگانش از ذات اقدس الهی می خواهد که تعداد پشتونها را زیاد کند. بیت نیکه چند صد سال پیش شاعری ملی گرا بوده است و از روحیات قوی ملی گرایی بوده است.

شعری دیگر از شاعر معاصر پشتون زبان و ملی گرا داریم که می گوید

د شمیر د ډیریدو دعا دې ما غوښته له خدایه

پښتونه چې اوس ډیر شوې زما نه شوې د ملا شوې.

شاعر از قول بیت نیکه به مردم پشتون خطاب می کند که این من بودم که دعای افزایش تعداد و جمعیت شما را از خدا خواسته بودم ولی الان که تعداد شما زیاد شد از من بریدی و به ملا پیوستی.

این دو شعر به خوبی وجود دو جریان ملی گرایی و مذهب گرایی را در پشتونها از همان زمان قدیم نشان می دهد . و در مجموع جریان های فکری و فرهنگی پشتونها در طول تاریخ بر اساس همین دو جریان مبتنی بوده است.

از آنجا که برای شناختن یک ملت اول باید ارزشها اساسات و مبناهای فکری و فرهنگی آن ملت را شناخت. و با توجه با ینکه بحث ما درباره جریان شناسی فکری فرهنگی پشتونها است برای بررسی این موضوع بحث خود را به سه بخش تقسیم می کنم . بحث اول مربوط می شود به تاریخ و جغرافیای پشتونها و سنتهای و عنعنات ، قوانین و افکار این قوم که عنوان مقدمه را دارد برای جریان شناسی پشتونها در زمان قدیم و در عصر حاضر، در مبحث دوم به جریان شناسی و گروه بندی پشتونها و اساس و ملاکهای آن خواهم پرداخت و در بخش سوم بحث جریان شناسی فرهنگی و فکری و گروه بندی عصر حاضر پشتونها را بررسی خواهم کرد.

درباره تاریخ قومیت پشتونها دو نظر عمده وجود دارد .

نظر اول که اکثریت محققین و تاریخ نویسان طرفدار آن هستند اینست که پشتونها نسلا آریایی هستندکه چند هزار سال پیش و مانند سایر اقوام آریایی از آسیای مرکزی و مناطق یخبندان به مناطق گرم سیر رفته و آنجا پخش شده اند.

مردم پشتون یا پختون (به پشتو: پښتانه، (به اردو: پٹھان)) (در گذشته: افغان) به زبان پشتو سخن می‌گویند و بیشترشان سنی حنفی هستند. این قوم در شمال پاکستان، اکثراً شرق و جنوب افغانستان وبه طور پراکنده در تمام افغانستان زندگی می‌کنند. در گذشته به پشتون‌ها، «افغان» می‌گفتند اما پس از استقلال افغانستان، دولت این کشور واژهٔ افغان را به همهٔ مردم افغانستان اطلاق کرد و پس از آن بیشتر به این قومیّت، پشتون گفته شد. بیشترین جمعیت پشتونها در حال حاضر در دو ایالت پاکستان یعنی خیبر پشتونخوا و بلوچستان و هم چنین در شهر کراچی پاکستان می باشد و در افغانستان هم اکثریت ساکنان این کشور را پشتونها تشکیل می دهد و تعداد همه پشتونها به بیش از شصت میلیون نفر می رسد مورخ معروف یونانی (هیرودتس) پکتهای ریگویدی را (پاکتیوس) خوانده واهالی منطقهٔ پکتیا تا قندهارومسکونین دوطرف کوه‌های سلیمان را پاکتیاها نامیده است. از نوشته او معلوم می‌شود تا قرن چهارم قبل از میلاد مردم قندهارو غور وپکتیا وننگرهار وخیبر (پاکتیاها) نامیده می‌شده‌اند سایر یونانی ها هم آنرا پکتین نوشته‌اند؛ بنابراین نام پشتو از همان پکهت – پکتویس – پکتین ساخته شده و پشتو و پختو تلفظ می‌شود. در ریگویدا آمده است که قوم پکهت در محاربه بین ده پادشاه آریایی که به کنار دریای (راوی) بوقوع پیوسته بود شرکت کرده بودند. هیلی برانت مورخ ومحقق در زبان وفرهنگ سانسکریت. هم چنین در ریگوید مذکور است که در اراکوشیا (قندهار) قبیله‌ای سکونت داشت که شاه (واسودیوا: دیوه در پشتو به نام نور وروشنایی و آس به منای اسب می‌باشد، فرمانروای ان بودواین قبیله تحت قیادت خلف او سورداس: در پشتو سور به معنای سرخ وآس به منای اسب می‌باشد دامنه فتوحات را تا وادی (اندس) وسیع ساخت وکارنامه‌های جنگی (واسودیوا) بطور افسانه یاد می‌شد. مورخین موجودیت پکتها را در منطقه‌ای کنونی که افغانستان نامیده می‌شود. قبل از ظهور سلطنت سلیمان پیامبر در حدود۱۰۰۰سال قبل از میلاد تخمین زده‌اند (تاریخ مختصر افغانها. تالیف مولوی یعقوب حسن خان سال ۱۳۱۲)البته یک نظر دیگر هم وجود دارد که اندکی از محققان طرفدارآن هستند و آن اینکه پشتونها یکی از قبیله گم شده دوازده قبیله بنی اسراییل می باشد و پشتونها در واقع بنی اسراییل اند. و وقتی دوازده قبیله یهودیان آواره شدند یکی از آنان به اینسو آمد و اینجا ساکن شد. اگر چه طرفدارا این نظریه برخی از خصوصیات پشتونها و یا اسمهایی که در مناطق پشتونها وجود دارد از جمله خیبر وغیره را به عنوان شاهد ادعای خود ذکر می کند ولی این نظریه از سوی اکثریت محققان با دلایل محکم رد شده است. جامعه پشتون یا (پشتو زبان) به دو بخش و هفت شاخه عمده و بخشهای کوچک دیگر تقسیم گردیده است که به استثنای سربن، غرغشت، و بیتن بقیه از نظر شجره، عشیره، روابط خونی ویا تباری هیچ پیوندی باهم نداشته و فقط زبان مشترک سبب ایجاد هویت مشترک پشتون گردیده که روی این اصل همه خودرا پشتون می‌خوانند. اما در داخل نظام قبیله‌ای مسئله فرق می‌کند وآنجا نظام شجره، عشیره، روابط خونی، بزرگ و کوچک بودن، قوی و ضعیف بودن قبیله، و درجه‌بندی طبقاتی، اصالت و عدم اصالت اتنیکی به نوعی مشهود است. بخش پاکستانی شامل منطقه‌ای از چترال در شمال تا سیبی در جنوب غربی می‌گردد. این منطقه در پاکستان بنام منطقه صوبه سرحد است که اسم کنون آن ایالتی خیبر پشتونخوا می باشد . هم چنین هفت منطقه قبایلی در کنار ایالت خیبر پشتونخوا و در مرز افغانستان یا همان خط دیوراند واقع می باشد که عبارتند از وزیرستان شمالی و جنوبی، کرم ایجنسی ، اورکزای ایجنسی ، مومند ایجنسی ، و ملاکند ایجنسی که البته این هفت منطقه که قبایلی هستند خارج از قانون رسمي پاکستان هستند و بر اساس یک قانون ظالمانه بنام ایف سي آر اداره می شود . و حاکم هر یک از این مناطقه هفتگانه را دولت مرکزی پاکستان تعیین می کند. که این حاکم در واقع صاحب سیاه و سفید این منطقه بوده و براساس قانون ایف سی آر این مناطق را اداره می کند. البته در اختلافات و کشمکشهای قومی و داخلی ریش سفیدان این مناطق که ملک خواند می شوند بر اساس قوانین قبیله ای و عشیره ای خود فیصله و قضاوت می کنند و تصمیمهای آن را جرگه ها می گیرد . پشتون‌های افغانستان به دو طائفه بزرگ تقسیم می‌شوند غلجایی )خلجی) که از جمله قدیمترین اقوام بوده که تواریخ مختلف در از آنها یادآوری شده و سلسله‌های پادشاهی سوری لودی خلجیه و هوتک مربوط همین قوم می‌باشد.

دیگر طایفه‌ها شامل زدران، منگل، غلجی، درانی، هوتک، اندر، کاکر، احمدزی، سربنی، پوپل، سوری، گدون، لودی، احمدزی، ستانکزی، محمدزی، یوسفزی، بنوچی، خروطی ،سواتی، سهاک، شینوار، ابدالی، بارکزی وغیره هستند که از جمله گروه‌ها و ایل‌های مهم قوم پشتون هستند در پاکستان هم بیشتر پشتونها یوسفزای ، مومند ، اورکزای طوری وغیره هستند . طایفه‌های «وزیر» و «محسود» از مهم‌ترین طوایف مناطق غربی پاکستان هستند. وزیرستان شمالی توسط طایفه «وزیر» اداره می‌شود. این طایفه در وزیرستان جنوبی هم حضور دارد و یک سوم جمعیت آن را تشکیل می‌دهد. دو سوم باقی‌مانده جمعیت وزیرستان جنوبی از طایفه «محسود» هستند تقریبا اکثریت قاطع پشتون‌ها هم در افغانستان و هم پاکستان مسلمان و پیرو مذهب سنی حنفی واقلیت کوچکی شیعه دوازده امامی هستند که شیعیان آن عمدتا در منطقه خیبر ایجنسی ، هنگو ، پاراچنار یا کرم ایجنسی و پیشاور زندگی می کنند. مانند سایر مردم پاکستان پشتونهای پاکستان هم به دو دسته فکری یعنی دیوبندی و بریلوی تقسیم می شوند که البته اکثریت آن دیوبندی هستند.

تعداد زیادی از پشتونها که در زمان های شاهان پشتون و یا فرماندهان پشتون زبان در جریان حملات به هند در طول تاریخ به هند رفته و همراه با خانواده های خود آنجا مانده و یا همانجا خانواده تشکیل داده اند هم به میلیونها نفر می رسد و این مردم هم اکنون به زبان پشتو تکلم نمی کنند بلکه فقط اسم پشتون را یدک می کشند . و اینها بیشتر خصوصیات روحی و فکری پشتونها را هم از دست داده اند. هم اکنون در هند برخی از شهر ها به اسم پشتونها هستند . این مردم به زبان اردو صحبت می کنند و از نظر فکری هم مردمی آرام بیشتر متمایل به تفکر بریلوی هستند. که در میان آنها می تواند به برخی از ستاره های سینمای هند از جمله یوسف خان مشهور به دلیپ کمار ، عامر خان، سلمان خان و شاهرخ خان و قادر خان وغیره که هم اکنون هم در پیشاور فامیلهای قدیمی و یا خانه دارند نام برد . وستاره کریکت ظهیر خان و عرفان پټهان و یوسف خان ولی چنانکه گفتم اینها فقط اسم خان را یدک می کشند و می دانند که اباد و اجداد اینها پشتون یا پتهان هستند. یاد آوری می کنم که در هند به پشتونها خان گفته می شود و در پاکستان هم سایر اقوام از جمله پنجابی ها و سندی و بلوچها، پشتونها را به اسم خان یاد می کنند. بعد از آمدن اسلام به مناطق پشتونها ، بر اساس منابع تاریخی پشتونها که قبل از آمدن اسلام زرتشت و یا هندو و بودایی بودند در ابتدا با مهاجمان جنگیدند ولی بعد از مدتی بر اساس سیستم عشیره ای و قبیله ای باهم مسلمان شدند. هم اکنون مردم پشتون ، کلمه پشتون و مسلمان را مترادف می دانند یعنی هیچ پشتونی را که به زبان پشتو تکلم می کند غیر مسلمان نیست. و در میان پشتونها نمی توان غیر مسلمان را یافت . قبل از وارد شدن به تقسیم بندی فکری و گروهی اول باید در باره برخی از خصوصیات پشتونها و پشتونیسم و یا پشتو توضیحاتی را لازم می داند. گذشته از بحث و ریشه تاریخ پشتو، در میان پشتونها پشتو تنها یک زبان نیست بلکه یک فرهنگ است یک قانون و دستور العملی زندگی است پشتون های افغانستان آداب و رسوم خاصی دارند که «پشتون والی» نام دارد و در عرف پشتون ها «مجموعه قوانین و ایدیولوژی» را دربرمی گیرد و مهمترین اصول این مجموعه، قوانین ناظر بر کرامت انسانی، کین خواهی و مهمان نوازی است. هر کس که بر اساس اصول و ارزشها و سنتهای پشتو عمل نکند می گویند که این پشتون نیست . و اگر کسی به دیگری بگوید که تو پشتون نیستی این به منزله فحش و طعنه حساب می شود . براساس برخی روایات ، لفظ پشتو از چهار کلمه ساخته شده است پ ، یعنی پت که به معنای غیرت است ، یعنی کسی که غیرت ملی و مذهبی نداشته باشد پشتون نیست ، ش یا ښ که از آن شیگره ساخته می شود به معنای احسان و نیکی کردن و خوبی کردن با دیگران است ، ت ، توره یعنی شمشیر ، یک پشتون باید اهل شمشیر و جنگیدن باشد. و اگر نتواند از خود دفاع و با دشمن مبازرزه کند او را نمی توان پشتون نامید شعر و ادب کهن و جدید پشتومملو از این مطالب است و در کلام خوشحال خان ختک بزرگترین شاعر پشتو یکی از نشانه های پشتو توره یعنی شمشیر عنوان شده است . و واو یعنې وعده ، پشتون باید به وعده و تعهد خود عمل کند هر چند که به ضرر او باشد ، غیر از این پشتونوالی یک سری اصول و ارزشهای دیگری هم دارد از جمله پناه دادن به پناه آورنده اگر چه دشمن باشد . و به همین خاطر طالبان اسامه بن لادن را تا مدت زیادی به این دلیل که مهمانست به امریکا تحویل ندادند. احترام بہ زنان بہ ویژه اگر در جنگ برای صلح و میانجیگیری پا درمیانی کنند رد کردن خواسته آنها بی غیرتی محسوب می شود . مهمان نوازی و کین خواهی هم از سایر خصوصیات پشتونهاست که در این میان کین خواهی و انتقام گرفتن از دشمن یک خصوصیت شدید در این قوم می باشد به گونه ای که برای انتقام گرفتن صد سال هم صبر می کنند. ضرب المثلی در پشتو است که می گوید اگر صد سال بعد انتقام گرفتی خیلی صبر نکردی. سایر خصوصیات عشیره ای از جمله نگاه مثبت به فرزندان نرینه و دانستن آنها بعنوان یک سرمایه و مرد سالاری و نشاندن زن در خانه هم از خصوصیات این قوم می باشد. ویژگی دیگر تشکیل جرگه برای حل و فصل اختلافات و مسایل فی مابین می باشد جرگه از ریش سفیدان و رهبران اقوام تشکیل می شود که احکام آنها توسط مدعی و مدعا علیه پذیرفته شده وبرای تضمین اجرایی آن مجازاتهای سختی در صورت تخلف از فیصله جرگه در نظر گرفته می شود. مهمترین نماد جرگه در افغانستان به اسم لویه جرگه است که هر گاه در یک مساله مردم به نتیجه نمی رسند و یا در قوانین کشور برای مساله ای راه حل یافته نشود لویه جرگه از اقوام مختلف تشکیل می شود . انتخاب احمد شاه ابدالی بعنوان اولین رییس دولت افغانستان بعد از تشکیل افغانستان کنونی هم به وسیله لویه جرگه صورت گرفته بود و در چهارده سال گذشته دو تا لویه جرگه در افغانستان تشکیل شده است. بعد ازاین مقدمه بر می گردم به جریانهای مذهبی و قومی در طول تاریخ در پشتونها، در مجموع پشتونها مردم قوم گرا و متدین به دین هستند ، و احکام ظاهری دین را با تمام وجود و با شدت انجام می دهند و گاهی حتی عمل به احکام اسلامی را به مساله غیرت ربط می دهند ، مثلا پیر مردها و بیمارانشان هم روزه می گیرند اگر چه از نظر شرعی روزه بر آنها واجب نیست. و در جایی که اوامر شرعی با غیرت آنها در تضاد باشد بیشتر به غیرت بها می دهند تا به دین ، به ویژه در مسایل زنان. هم چنین احترام به علما و قاریان و حافظان قرآن و طلاب علوم دینی یکی دیگر از ویژگی های آنها در طول تاریخ بوده است . از آنجا که تاریخ و شعر و ادب پشتونها بیشتر شفاهی و سینه به سینه منتقل شده است از جریانهای ادبی و گروهی آنها چندان اطلاع در دست نیست آثار ادبی پیش از اسلام زبان پشتو بدست نیامده ولی بعد از قرن اول هجری اشعار و منظوماتی موجود است که بر حیات ادبی این زبان در اوائل اسلام دلالت می‌کند. کتاب پته خزانه (گنجینهٔ پنهان) که بسال ۱۱۴۲ه‍. ق. ۱۷۲۹ م.در قندهار نوشته شده باستناد کتاب‌های قدیمی پشتو برخی از منظومات و اشعار پشتو را که به قرن دوم هجری تعلق دارد نقل کرده‌است. در طی قرون متمادی پشتو تنها در گفتار بکار می‌رفته و آثار ادبی به این زبان بسیار اندک بوده‌است.

اولین شعر بدست آمده زبان پشتو به قرن سوم هجری بر می گردد که مربوط به امیر کرور می باشد امیر کرور پسر امیر پولاد سوری است. امیر پولاد یکی از فرزندان امیر شنسب است که دامنه‌های کوهستان غور را در تصرف داشت و در سال ۱۳۹ ه‍. ق./ ۷۵۶ م. در مندش غور امیر بود وهمیشه به کمک ابومسلم خراسانی می‌شتافت. نام امیر کرور در کتاب (لرغونی پشتانه) یعنی افغان‌های قدیم، تألیف شیخ کته در سال ۷۵۰ه- ق نیز آمده‌است. این یادکرد به نقل از کتاب (تاریخ سوری) تألیف محمد بن علی بستی (۶۵۰ه- ق/۷۳۱ش/۱۲۵۲م.) بیان شده‌است. به گفتهٔ پُته خَزانه (گنجینه پنهان ، قدیمی‌ترین شاعر پشتو است که یک منظومهٔ حماسی او را مؤلف کتاب پته خزانه به استناد تاریخ سوری نقل کرده‌است.

امیر کرور در این حماسه در توصیف خود می گوید : زه یم زمری پر دی نړي له ما اتل نسته ، بل په کابل نسته بل به زابل نسته. له ما اتل نسته . یعنی من شیرم قهرمان تر از من در این جهان نیست نه در کابل و نه در زابل.

شاعر دیگر پشتو، ابومحمد هاشم‌بن زیاد السروانی بستی است که بسال ۲۲۳ ه‍. ق./ ۸۳۷ م. در سروان هلمند متولد شد وی بزبان پشتو کتاب د سالووزمه یعنی نسیم ریگستان را نوشته‌است. از شعرای قدیم دیگر پشتو می توان به شیخ رضی لودی برادرزادهٔ شیخ حمید لودی پادشاه ملتان اشاره کرد که در حدود سال هزار مسیحی میزیست.

در مجموع ؟ حدودا تا سال یک هزار هجری قمری از شعرا و ادبای پشتونها فقط نام آنها باقی است و از کلام آنها جز یک شعر چیزی باقی نمانده است.

اما جریان فرهنگی و فکری پشتونها در واقع در قرن دهم و یازدهم هجری قمری آغاز می شود یعنی زمانی که دو جریان بسیار قوی به رهبری بایزید انصاری از یک طرف و اخون درویزه از طرف دیگر آغاز شد. که این را می توان دو جریان در مقابل هم نام برد که یکی از عقاید خشک و متحجرانه مذهبی طرفداری می کرد و جریان دوم از تصوف و قوم گرایی و دم از مبارزه پشتونها با اقوام دیگر می زد.

وضعیت اجتماعی زمان بایزید:

در تاریخ، فرهنگ و زندگی اجتماعي پشتونها قرن شانزدهم میلادی یعنی قرنهای دهم و یازدهم هجری دوران حوادث و واقعات جدید می باشد. در این مدت حملات وهجمه های آسیای مرکزی، استبداد دولتهای مغول، نقل و انتقالات از افغانستان به سوی هند و سایر عوامل سبب گردید که در کنار توسعه های اقتصادي پیشرفت اجتماعی هم بدست بیاید . در این زمان در مناطق پشتونها گرفتن مالیات از دهقانها و زمینداران افزایش یافت و علاوه بر زمینهای حاصلخیز، بر زمینهای بی آب و علف هم مالیات گذاشته شد. مالیات نمک و تنباکو و راهها افزایش یافت. حاکمان مغول برای جمع آوری مالیات قوانین طاقت فرسا و بیرحمانه وضع کردند. تعداد دهقانان و کشاورزان کاهش یافت و کشاورزی از رونق افتاد. پیشاور تنها منطقه پشتونها بود که در سر راه کابل و لاهور واقع شده و به مرکز تجارت و ترانزیت تبدیل شد. جلال الدین اکبر اولین پادشاه مغول بود که یک شاهراه تجارتی باز کرد و از میان دره ی خیبر که کابل و لاهور را به یکدیگر وصل می کرد برای عراده ها راه ساخت.

در این زمان پشتونها به پنج قشر ، ملکان یعنی زمینداران بزرگ و رهبران قبایل که مورد عنایت مغولها بودند و روحانیون، که در میانجیگیری و رفع اختلافات مردمی و قضاوت نقش داشتند و رعیت یعني کشاورزان که شب وروز در زمینهای با کار زیاد رنج می کشیدند و در برابر آن اجرت می گرفتند و همسایگان که از مناطق دیگر آمده و زمین نداشتند و غلامان و بردگان تقسیم می شد. البته عشایر و کوچی ها هم بخشی از این جامعه بود.

وضعیت فرهنگی:

در شرایط امپراتوری گورکانی هند با توجه به افزایش عایدات دولت در استانهای کابل، کندهار، بلخ و بدخشان این امر به اثبات می رسد که علی رغم تمام مشکلات موجود در راه تجارت و صنعت باز هم در این امور توسعه حاصل شد در این زمان کاسبان، تاجران و هنرمندان از ماوراء النهر، ایران و خراسان، به هند می رفتند. علماء و دانشمندان هم در این زمان بیشتر رفت و آمد داشتند. تاجران از

عثمانی، ایران و ماوراء النهر اجناس نفیس به هند برده و اجناس هندي را به این کشورها منتقل می کردند. به این خاطر همواره کاروانهای بزرگ از کابل، کندهار، و هرات می گذشت. امرتسر، پیشاور، ملتان، شکار پور، کابل، کندهار ، هرات، بخارا، خجند و مشهد مراکز مهم مبادلات تجاری و فرهنگی بود. ساخته شدن شاهراه درمیان خراسان، آسیای مرکزي و هند پیشاور را در موقعیت مناسبی قرار داد و مناطق اطراف پیشاور رونق یافت این مناطق با تغییرات اجتماعی و اقتصادي مواجه شد و در زندگی مردم دگرگونی بوجود آمد.

تاز مان آغاز سلسله روشانیه، زبان علم و فرهنگ و نوشتن و خواندن در مناطق پشتونها فارسی یا دری بود. و پشتو خیلی اندک و بندرت نوشته می شد. سلسله روشاني برای اینکه به مردم محلي و بومي منطقه راه پیدا کند آثار خود را به زبان پشتو و فارسی نوشت. فارسی زبان رسمی بود و در این زمان حاکمان مغول با رهبران قبایلي پشتونها بوسیله مترجمین به فارسی و پشتو صحبت می کردند. در دربار اکبر پادشاه مغول به زبان فارسی صحبت می شد و مترجمین سخنان اسیران و زندانیان پشتون را برای او به فارسی ترجمه می کردند.

فارسی، زبان مدرسه بود و شعراء و صوفیان و عارفان مشهور فارسی از جمله شیخ فرید الدین عطار، مولانا جلال الدین محمد بلخی، نور الدین عبدالرحمان جامی، ابوالمجد بن آدم سنایی غزنوي، حافظ شیرازی، سعدی و سایر شعراء و هنرمندان در محافل فرهنگي پشتونها چهره های شناخته محسوب می شدند. تاثیر و نمونه های کلام این مشاهیر را در ادبیات پشتو بوضوح می توان دید. بایزید روشان و مخالف سرسخت او اخوند درویزه و پیروان آنها هردو زبان فارسی و پشتو را می دانستند. کتاب تذکرة الابرار و الاشرار نوشته ی اخوند درویزه به فارسي نوشته شد و بخش مهم کتاب خیر البیان بایزید انصاری علاوه بر پشتو به عربي و فارسی است . کتاب حالنامه بایزید انصاري به زبان فارسی نوشته شده است.

بایزید / بایزید انصاری، معروف به پیر روشن/ روشان،فرزند قاضی عبدالله فرزند شیخ محمد، عارف و نویسنده افغانی تبار شبه قاره و پایه گذار گروه روشانیان می باشد. تاریخ ولادت بایزید انصاری ۹۲۷ ه ، می باشد تمام مورخان بر این نظرند که بایزید انصاري در جالندهر، (پنجاب ، هندوستان) بدنیا آمده است

القاب و نامهای مشهور بایزید انصاری:

بایزید انصاري درمیان مریدان، خیر خواهان و علاقه مندان خود به لقب پیر روشان معروف بوده است. اما مخالفان او را به اسم پیر تاریک یاد می کردند . بایزید از کودکی به علم و دانش علاقه داشت و از آوان کودکی از پسر عموی خود شیخ حداد در باره خدا وکاینات سوالهای عجیب و غریب می پرسید. بایزید بیشر وقتها برای بدست آوردن رضای خداوند به اوراد و اذکار مي پرداخت و شبها را بیدار می ماند.

سیر و سلوک صوفیانه بایزید به مرحله ای رسید که به قول او خدا را بوسیله خدا دید، او وجود خدا را با وجود خدا دید، به گوش خدا می شنوید و به زبان خدا می گفت بعد از این بایزید ادعا کرد که من پیر کامل هستم . او دعوت مردم را به راه خود آغاز کرد.

با گذشت زمان تعداد مریدان بایزید افزایش یافت، و آوازه پیري او به اطراف و اکناف رسید، وقتی شهرت او به روستاها و شهرهای اطراف رسید جنگهای پشتونها به رهبری وی با مغولان هم آغاز شد.

تاثیر نهضت روشانیان بر زندگی و فرهنگ پشتونها

نهضت بایزید و روشانیان ، یک نهضت اختلافی در تاریخ می باشد ، برخی از محققان آنرایک حرکت کاملا مذهبی و دینی می دانند، عده ای هم از آن بعنوان حرکت مذهبی ملی یاد می کنند و دانشمندانی هم هستند که حرکت روشانیان را برای اعاده حقوق قشر محروم جامعه از دست مغولان می دانند. به عقیده برخی این یک حرکت کاملا سیاسی بوده و خواستار حقوق پشتونها از حاکمان مغول بود.

نهضت روشانی که با ولادت بایزید انصاری و سیر وسلوک وطریقت او آغاز می شود یک حرکت پر نشیب و فراز و مملو از حوادث و جنگها و مبارزات می باشد. این نهضت که از نظر سیاسی برای امپراتوری مغول یک درد سر بزرگی بوجود آورد، ظاهرا و در عرصه مبارزات سیاسی با کشته شدن آخرین فرد خانواده بایزید یعنی عبدالقادر به پایان رسید و یا هم تضعیف شد.

بایزید انصاري یک حرکت بزرگ فرهنگي در میان پشتونها بوجود آورد . او این حرکت را از خود آغاز کرد. بایزید برای بیان عقاید و افکار خود کتابهای زیادی نوشت. بایزید کتابهای خیر البیان، حالنامه، صراط التوحید، فخر الطالبین، مقصود المومنین را به زبانهای پشتو، فارسی و عربی نوشت. به پیروي پیر روشان، علماء و دانشمندان، رهبران و خلفاي او اعم از خانواده و پیروان روی به نگاشتن آثار آوردند و آثار و تالیفات متعددی به جای گذاشتند .درمیان پیروان و بستگان و خلفای بایزید که صاحب دیوان و کتاب بوده اند می توان به ارزانی خویشکی، میرزا خان انصاری ، واصل روشانی، علی محمد مخلص، دولت لوانی کریمداد، قادر داد اورکزای روشانی و سایر پیروان او اشاره کرد. این مولفین ، شعراء ، متصوفین و عرفاء جامعه راکد و ایستاي پشتونها را از نظر فرهنگی تکان داد. و یک جریانی براه انداخت که تا امروز ادامه دارد و شعرای بزرگی در زمینه شعر پشتو و فارسی به جامعة پشتونها که به جهانیان اهداء کرد. سلسله ای که از پیر روشان شروع شد و با گذشتن از شعرایی بزرگی مانند خوشحال خان ختک و رحمان بابا در عصر ما به شاهنشاه غزل حمزه خان شینواري میرسد.

در همان زمان بایزید حرکت دیگری هم برای جامعه به ارمغان آورد و آن شروع شدن یک سلسله مناظره و مباحثه به صورت نوشتن کتاب و نثر وشعر در میان جامعه پشتون بود. مناظره و جنگ فرهنگي که در یک سوی آن علما و متشرعین مهمی چون سید علي ترمذي معروف به پیر بابا و اخوند درویزه بود که آثاری به زبان پشتو و فارسی در رد افکار و راه و سلوک و عقاید بایزید و پیروان و خلفای او پدید آوردند و در طرف دوم آن پیروان و طرفداران بایزید انصاري و سالکان راه او و محبان سرسخت و جان به کف او بودند که به هر قیمت از راه و فکر پیر و مرشد خود دفاع می کردند و با نوشتن کتاب و شعر سعی داشتند چهره بایزید را اتهامات وارده بوسیله مخالفان پاک کند.

حرکت روشانی و ادب صوفیه فارسی و پشتو

تا جاییکه به آثار خود بایزید انصاری مربوط می شود ایشان بیشتر افکار و عقایدخود را در کتابهای خود در قالب نثر بیان کرده و خیرالبیان، حالنامه، مقصود المومنین وغیره همه کتابهای نثر هستند اما بعد از بایزید شاگردان و مریدانش افکار و سلوک و طریقت بایزید را به زبان احساس یعنی زبان شعر بیان کرده اند: ارزانی روشانی ( خویشکی)

۲: دولت الله لوانی

۳: میرزا خان انصاري

۴:واصل روشانی

۵: میرخان روشانی

۶: قادر خان روشانی

۷:علی محمد مخلص

۸: اورکزای روشانی.

هشت مرحله سلوک عرفانی بایزید انصاری عبارتست از : شریعت، طریقت، حقیقت، معرفت، قربت، وصلت، وحدت و سکونت.

آثار بایزید روشان

۱: خیر البیان

: روشانی رساله ( د علم رساله)

: صراط التوحید:

: فخر الطالبین

حالنامه مقصود المومنین،

تمام شاگردان بایزید انصاری و کسانی کہ بہ سبک او شعر و نثر نوشتند از سبک ہای شعری فارسی تقلید کردند ۔ و تاثیر شعرای فارسی بر آنہا زیاد بود۔ بیشتر اینها به سبک خراسانی می نگاشتند و عده ای هم سبک هندی را برگزیدند.

معرفی اخوند درویزه و عقاید او اما تذکره بایزید انصاری بدون ذکر نام اخوند درویزه تشنة تحقیق و ناقص است. بایزید انصاری و اخوند درویزه بمنزلة دو جوی روان در یک مکان و زمان می مانند که هیچ سنخیتی با هم ندارند و باصطلاح امروزی سایه یکدیگر را به تیر می زنند. اما تاریخ زبان و ادبیات پشتو و حتی فارسی پشتونها بدون ذکر آن دو ناکامل است . تناقض و تضاد در میان این دو فرد و دشمنی و خصومتی که با هم داشتند به مثابه این ضرب المثل که « عدو شود سبب خیر» به خیر و نفع ادبیات تمام شد. گذشته از ریشه های اختلاف نظر آنها این اختلافات باعث گردید که در زبان پشتو تا آن زمان که از ادب کتبی محروم مانده بود یک فصل نوینی از ادبیات مکتوب آغاز گردد. و این زبان از یکطرف از مطالب، مفاهیم و معارف عرفان و تصوف و شعر و شاعری سیراب گردد و از سوی دیگر مطالب مذهبی و فقهی و کلامی و... به دامن این زبان اضافه گردد. و هم چنین برای اولین بار در تاریخ پشتونها افرادی به زبان فارسی قلم فرسایی کنند.

عبدالرشید یا عبدالله معروف به اخوند درویزه ، در سال ۹۴۰ هجری بدنیا آمد. در اصل از منطقه ننگرهار افغانستان می باشد. ولی بیشتر عمر خود را در نواحی پیشاور، سوات و بونیر گذرانده است. و در این مناطق در میان مردم نفوذ و رسوخ زیادی داشت. سال وفات درویزه ۱۰۲۶، ه ،۱۰۲۸ و ۱۰۳۲ تخمین زده شده است. مقبره او در قبرستان وسیعی که در بیرون دروازه کوهاتی شهر پیشاور واقع است می باشد. او مرید پیري به اسم پیر بابا علیه الرحمه بود و همراه او در منطقه سوات، بونیر و هشت نگر با بایزید انصاری بحثهای علمی کرده بود. اسم پدرش گدایی و پدر بزرگ سعدی بود. اخوند درویزه نسلا پشتون نبود و پدران او از افغانستان به منطقه یوسفزای (پاکستان) رفته بودند ولی تمام عمر خود را در میان مردم یوسفزای گذراند و به زبان فارسی و پشتو و عربی کاملا مسلط بود.

اخون درویزه یک ملا و عالم بود و پیروی یکی از مکاتب مذهبی خراسان و ماوراء النهر بود این مکتب به رعایت و پیروی ظاهری احکام تاکید می کند. شاه اسماعیل می گوید که اخوند درویزه یک فرد مذهبی و در مذهب قاطع بود. و هر چیزی را که خلاف مذهب و عقاید خود می دید با آن به مخالفت می پرداخت.تا جاییکه پیر طریقت خود یعنی پیر بابا علیه الرحمه که پیروی طریقه چشتیه بود و به قول اخوند درویزه فقط با صدای خوش قوالی گوش می کرد، پیر بابا را از این کار منع کرد

امیر حمزه خان شینواری می نویسد: « آقای اخوند با کوچکترین مسایل فتوای کفر می داد و در زمان او افراد کمی بودند که از فتوای کفر او جان سالم بدر بردند.حتی که مرشد خود پیر بابا را چندین بار به باد انتقاد گرفت که کاری خلاف شریعت انجام می دهد»

مرحوم حمزه خان شینواری در جای دیگر می نویسد:

«اخوند درویزه نه تنها پیر روشان را تکفیر کرد بلکه پیر طریقت او سید علی ترمذی هم از تیرهای اعتراض او جان سالم بدر نبرد و در نتیجه، پیر بابا خلافت را به او نداد و بعد از وفات پیر بابا وقتی اخوند درویزه به خود آمد فهمید که اشتباه بزرگی مرتکب شده است و بعد از آن از عبادت هیچ لذت نمی برد و پشیمان بود»

اخوند درویزه حتی صاحب کشف المحجوب علی هجویری معروف به داتا گنج بخش را هم نبخشیده است و او را متهم کرده است که از جمله ی عارفان نیست.

علی رغم تمام اختلافاتی که درمیان بایزید انصاری و اخوند درویزه وجود داشت و گذشته از عوامل آن، نمی توان از مرتبه علمی اخوند درویزه انکار کرد. نامبرده صاحب قلم بود و با قلم خود نه تنها با

مسلک بایزید به مخالفت کمر بست بلکه در هر جایی که چیزی در مخالفت با عقاید اسلامی و تفکر خود می دید در برابر آن می نوشت . اخوند درویزه در این راه کتابهای زیادی نوشت که در این میان می توان به « مخزن الاسلام» « ارشاد الطالبین» ،« ارشاد المریدین» و «تذکرۃ الابرار و الاشرار» اشاره کرده که برخی از آنها به زبان پشتو و برخی به زبان فارسی نوشته شده است . و بخاطر خدماتی که در این راه انجام داده است درمیان پشتونها فردی محترم شمرده می شود

کتاب مخزن الاسلام کتابی است کہ به قول محققین پشتو زبان بعد از قرآن بیش از ہر کتاب دیگر خواندہ شدہ و تا مدت زیادی در خانہ ہای پشتونہا وجود می داشت ۔

در یک مقایسه کلی جریانهای اخوند دوریزه و بایزید انصاری متوجه می شویم که دو جریان فکری و فرهنگی پشتونها از همان قرن دهم و یازدهم قمری آغاز شده بود که یک جریان آن طرفدار نظریات متحجرانه و ظاهر شرع و پیروان کسانی مانند ابن تیمیمه بود که از کتاب های اخوند درویزه از جمله تذکرة الابرار والاشرار این امر کاملا مشخص است و این کتاب که بنده آنرا خواندم و دارم در بیشتر جاها در رد شیعیان نوشته شده که اخون درویزه آنها را رافضی می نامد و اتهامات بی اساس و گاهی خنده دار به شیعیان می زند. هم چنین نامبرده مخالف هر گونه تصوف و عرفان و باصطلاح راه قلبی رسیده به حقیقت است . ولی در مقابل وی فردی است به اسم بایزید انصاری که علاوه بر اینکه خود صوفی و متشرع بوده در سیاست و فرهنگ هم دست کمی نداشته و اولین کتاب نثر پشتو را نوشته و حروف تهجی زبان پشتو را ساخته است که بعد از او شعرای پشتو زبان با الهام از شعر فارسی و محتوای صوفیانه و عارفانه آن هم به زبان پشتو و هم فارسی شعر و نثر خلق کردند. اخوند درویزه بایزید انصاری و پیروان وی را تکفیر می کرد و می توان او را نمونه مجسمی از تفکر و تحجر دیوبندی ها و پیروی ظواهر مانند ابن تیمیه دانست که تفکر وی تا امروز هم ادامه داشته است . اما در مقابل این تفکر تحجر آمیز، شعرای بزرگ و آینده زبان پشتو که عبارت است از خوشحال خان ختک بزرگترین شاعر زبان پشتو در قرن یازدهم و دوازهم که یک شاعر قومی و ملی گرا بوده است و رحمان بابا که یک شاعر صوفی و اخلاقی بوده است اینها مخالف تهجر اخون درویزه بودند. بعد از بایزید انصاری که پیروان وی حامل و ناشر سبک شعر و نثر وی و افکار عارفانه وی بودند و تا حدودی ملی گرا هم بودند این نهضت را ادامه دادند تا نوبت به شعرای بزرگی مانند رحمان بابا و خوشحال ختک رسید. یک نکته که من خیلی آنرا مهم می دانم اینست که در مجموع در بین شعرای زبان پشتو آندسته از شعرا که ملی گرا هستند چه شعرای قدیم و چه در عصر حاضر به اهل بیت پیامبر و به ویژه امام حسین علاقه خاصی دارند و کمتر شاعری پیدا می شوند که برای امام حسین مرثیه ننوشته باشد . خود خوشحال ختک مناقب زیبایی در مدح حضرت امام علی و دوازده امام دارد که اگر نیاز داشته باشید می توانم آنرا در خدمت شما قرار دهم . و هم چنین به یزید و به اعوان یزید لعنت فرستاده است. شعرای پشتون زبان تا بیست سال گذشته جنگنامه های زیاد در باره کربلا نوشته اند که بزرگان خانه در ماه محرم آنرا برای اعضای خانواده می خواندند ولی با آمدن موج و هابیسم این جنگنامه ها در حال ناپدید شدن هستند. این در حالیست که در کتابهای اخون درویزه لعنتی برای یزید دیده نمی شود.

در میان پشتونها این دو جریان یعنی ملی گرایی و مذهبی گرایی ادامه پيدا می کند . تا نوبت به عصر ما می رسد و در این دوران طرفداران هر دو نهضت وجود داشته اند تا اینکه در عصر ما یعنی از قرن بیستم که احزاب و گروهها تشکیل می شود باز هم این احزاب در میان اقوام پشتون بر اساس همین دو تفکر یعنی مذهب گرایی و قومی گرایی تشکیل می شود.

اگر اجازه بدهید در عصر حاضر اول به احزاب و گروههای مذهبی و قومی افغانستان اشاره کنم چون هم در افغانستان تا زمان داوود خان دولت سلطنتی و پادشاهی وجود داشت و احزاب سیاسی و گروهها در این کشور اجازه فعالیت نداشتند تا اینکه در اواخر زمان ظاهر خان و بعد از آن در زمان داوود خان احزاب و گروههای مختلف به انگیزه های مختلف شروع به فعالیت کردند. و هم تا قبل از کودتای هفت ثور یعنی هفتم اردیبهشت سال ۱۳۵۷ یعنی کودتای کمونیستی تعداد و نقش و فعالیت این گروهها چندان

پر رنگ نیست و من با اشاره مختصری از آنها می گذرم تا برسیم به احزاب بعد از کودتای کمونیستی. و هم چنین بعد از پیروزی مجاهدین افغانستان.

۱: حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، این حزب دارای گرایشهای کمونیستی وطرفدار شوروی بود که اکثریت اعضای آن پشتون و مردم قشرهای پایین بودند.

۲: حزب ‍پرچم : این هم یک حزب کمونیستی و طرفدار شوروی بود با این تفاو ت که اکثریت اعضای آن فارسی زبان افغانستان و از قشر مرفه بودند.

۳: حزب افغان ملت که اکثریت اعضای آن پشتونها و ملی گراها بودند و اهداف ملی و نیشنلستی داشتند

۴: حزب ستم ملی که اکثریت اعضای آن پشتون بودند و یک حزب ملی گرا بود.

۵: افقی ها یا افقیان ، این یک حزب جدا شده از حزب خلق افغانستان بود و ظاهرا از عملکرد و سیاست حزب خلق انتقاد داشت.

۶: شعله جاوید این یک حزب کمونیستی بود ولی طرفدار چین و سیاستهای مائوتسه تونگ را تایید می کرد و اکثریت طرفداران آن فارسی زبانان افغانستان بودند.

۷: ویښ زلمیان بمعنای جوانان بیدار، یک حزب ملی گرا بود که اکثریت اعضای آن پشتنها بودند.

اما احزاب و گروههای که بعد حمله شوروی به افغانستان و درجریان کودتاها و زمان جهاد افغانستان

بوجود آمدند. که لازم می دانم یاد آوری کنم احزابی که در این مدت بوجود آمد بیشتر آنها مذهبی بود و به هدف جهاد با شوروی تشکیل شدند اگر چه برخی از آنها متهم هستند که به وسیله و کمک کشورهای دیگر از جمله پاکستان به وجود آمده و فعالیت می کردند.

۱: حزب اسلامی افغانستان که یک حزب مذهبی و دارای اهداف مذهبی است و اکثریت اعضای آن

پشتون هستند . این حزب در زمان جهاد افغانستان منظم ترین و قوی ترین حزب بود و اکثریت اعضای آن افراد متعهد و مذهبی بودند . سرکرده این حزب چهره شناخته شده ایست به اسم گلبدین حکمتیار که در شرایط جدید یعنی بعد از حمله امریکا به افغانستان حزب وی به چند شاخه تقسیم شده است و بخاطر یک دندگی و خودسری و خود انحصاری حکمتیار خیلی از آعضای این حزب به دولت افغانستان پیوسته اند ، این حزب در چند ماه اخیر با دولت افغانستان در حال مذاکره بود . که هر از گاهی خبر از کامیابی و یا ناکامی مذاکرات این حزب با دولت به گوش می رسد . تاچندی پیش این حزب گاهگای در عملیات نظامی علیه دولت افغانستان شرکت می کرد ولی در این اواخر فعالیت نظامی آن خیلی کمرنگ تر شده است .خود حکمتیار فردی متحجر و دشمن شیعه و به ویژه ایران می باشد و در این اواخر مقالات تندی در رد تشیع و ایران و در طرفداری سلفیت نوشته است. نامبرده متهم به دیکته گرفتن از آیی اس آیی پاکستان می باشد.

۲: حزب اسلامي مولوی یونس خالص ، یک حزب مذهبی است که اکثریت اعضای آن پشتون هستند

۳: جمعیت اسلامی برهبری برهان الدین ربانی که یک حزب اسلامی است و اکثریت اعضای آن غیر پشتون و تاجیک هستند ولی پشتونها هم در این حزب عضویت دارند این حزب هم اکنون به نامهای مختلف در دولت افغانستان است و بعد از شکست طالبان در دولت افغانستان سهم عمده دارد.

۴: حرکت انقلاب اسلامي برهبری مولوی محمد نبی محمدی که یک حزب اسلامي است واکثریت اعضای آن پشتون هستند.

۵: حزب اتحاد اسلامي برهبری عبدالرب رسول سیاف که یک حزب اسلام گرااست و اعضای آن هم پشتون و هم غیر پشتون هستند.

۶: محاذ ملی اسلامي ، به رهبری پیر سید احمد گیلانی که یک حزب ملی گرای اسلامی است و در آن هم پشتون و هم غیر پشتون عضویت دارند.

۷: جبهه اتحاد اسلامي ملی صبغت الله مجددی که یک حزب قوم گرا است و عضو پشتون و غیر پشتون دارد.

طالبان و گروه حقانی که بعدا مفصلابه آن پرداخت خواهم کرد.

الان برمیگردیم به احزاب ملی گرا و مذهبی و قوم گرا در پاکستان.

برای درک بہتر مشرب و تفکر مبنای برخی از گروہهای ملی گرا و قوم گرا در پاکستان اول لازم است دو مساله را بدانیم چون برخی از گروههای پشتون گرا براساس این دو نکته سیاست می کنند. مساله اول پشتونستان و مساله دوم خط دیوراند است.

پَشتونستان یا پختونستان عبارتی است که در نقشه‌های سیاسی وجود ندارد ولی در گروهی از متون به منطقه‌ای در افغانستان و پاکستان گفته شده‌است که اکثر باشنده‌های آن پشتون اند. بخش پاکستانی (قبلاً هند بریتانیایی) شامل منطقه‌ای از چترال در شمال تا سیبی در جنوب غربی می‌گردد. این منطقه در پاکستان بنام منطقه خیبر پشتونخوا و مناطق قبایلی نامیده می‌شود. و مردم افغانستان و پشتونها عقیده دارند که مرز آن تا رود سند در پاکستان است ، یعنی در واقع دو ایالت خیبر پشتونخوا و ایالت بلوچستان را پشتونستان تشکیل می دهد و با حساب افغانستان تمام این منطقه می شود پشتونستان بزرگ، این منطقه همچنان مشهور به افغانیه‌است که این نام بیانگر روابط قومی باشنده‌های آن با پشتون‌های افغانستان است. متاسفانه استعمار انگلیس مطابق سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن قبل از ترک شبه قاره هند مردم پشتون را با یک خط بنام خط دیوراند به دو بخش تقسیم کرد ،

اما خط دیوراند:

بعد از آن که استعمار انگلیس دو بار به افغانستان حمله کرد و هر دو بار شکست مفتضحانه از مردم افغانستان خورد ، به این نتیجه رسید که این مردم را نمی شود با زور تحت سلطه در آورد بنا براین برنامه ریزی کرد که مردم این مرز وبوم را تقیسم و تجزیه کند و درمیان آنها تفرقه بیندازد این بود که  بعد از فشار آوردن به دولت افغانستان در سال ۱۸۹۳ خط مرزی دیوراند در زمان حکمرانی امیر عبدالرحمن خان در افغانستان، طی معاهده‌ای با هند تحت استعمار بریتانیا تعیین شد. که براساس این خط آنسوی خط دیوراند که تقریبا ایالت خیبر پشتونخوا و ایالت بلوچستان پاکستان را تشکیل می دهد و ساکنان آن پشتون هستند یعنی طرف هند آن تحت تصرف انگلیس باشد. بعد از به وجود آمدن کشور پاکستان، حکومت وقت افغانستان، این خط را به رسمیت نشناخت و هنوز بین دو کشور افغانستان و پاکستان بر سر مسایل مرزی (خط دیورند) اختلافاتی وجود دارد که گاهی باعث بروز مشکلات جدی بین دو کشور گردیده‌است. ایران اولین کشوری بود که پاکستان را به رسمیت شناخت و افغانستان آخرین کشور.

حکومت افغانستان خواستار حل این مسئله از طریق سازمان ملل متحد و رأی اقوام دو طرف مرز استولی حکومت پاکستان خواستار به رسمیت شناختن این خط از طرف حکومت افغانستان می‌باشد.

افغانستان هم چنین عقیده دارد که معاهده این خط با انگلیس برای صد سال بوده است که این مدت در سال ۱۹۹۳ به اتمام رسیده است و این منطقه باید به افغانستان تحویل داده شود.

مردم افغانستان امیر عبدالرحمن را به علت امضای این پیمان خائن می‌دانند. یکی از مخالفین سرسخت این خط مردم پکتیا بودند در پاکستان هم رهبران احزاب ملی گرا خواهان یکی شدن پشتونهاو برداشته شدن این خط در میان دو کشور می باشد اگر چه عملا مردم پشتون که در دو طرف این خط واقع هستند آزادانه و بدون ویزا رفت و آمد می کنند ولی پاکستان تلاشهای زیادی برای برسمیت شناخته شدن این خط کرده است.

از جمله رهبران پشتونها که مخالف این خط هستند رهبران پشتونستان شمالی خان عبدالولی خان، اجمل ختک، اسفندیار، خان افضل خان، مولانا فضل الرحمان، افراسیاب ختک و رهبران پشتون‌ها در جنوب پشتونستان محمود اچکزی، نواب کاکر، مولانا شیرانی و نصیر کاکر وغیره را می توان نام برد، تعداد زیادی از پشتونهای پاکستان بر سر مساله دیوراند سیاست کرده و خواهان تشکیل شدن پشتونستان بزرگ هستند.

در بحث احزاب ملی گرای پشتون باید اول از شخصیتی بنام خان عبدالغفار خان شروع کرد که بیشتر احزاب ملی گرا متعلق به او و طرفداران ویا خانواده او در پاکستان می باشد.

خان عبدالغفار خان (۱۸۹۰ - ۲۰ ژانویه ۱۹۸۸) (به زبان پشتو: خان عبدالغفار خان، به زبان اردو: خانعبدالغفار خان)، همچنین به فخر افغان نیز معروف است (اردو: فخر افغان، "افتخار افغان") و باچا خان پشتو: باچا خان، "پادشاه سران") ، پاچا خان پادشاه خان، یکی از فعالان آزادی و استقلال پشتون بود. او یک رهبر سیاسی و معنوی شناخته شده برای مخالفت مسالمت آمیز با راج بریتانیایی در هند بریتانیایی، و تمام عمر خود را به مبارزه صلح آمیز گذراند. او یکی از دوستان نزدیک مهاتما گاندی بود، باچا خان، در سال۱۹۱۰، یک مدرسه ای مسجد در زادگاه خویش اوتمانزای، افتتاح کرد، و در سال ۱۹۱۱ به جنبش آزادی حاجی صاحب تورنگزایی پیوست. با این حال در سال ۱۹۱۵، مقامات بریتانیایی مدرسه‌ی مسجد وی را ممنوع اعلام کردند. پس از شاهد شکست‌های مکرر شورش علیه راج بریتانیایی، باچا خان به این نتیجه رسید که فعالیت های اجتماعی و اصلاحات برای پشتون ها بیشتر مفید خواهد بود. این امر منجر به تشکیل انجمن اصلاح افغان در سال ۱۹۲۱، و جنبش نوپای پشتون جرگه("مجمع پشتون") در سال ۱۹۲۷ شد. پس از بازگشت باچا خان از حج در ماه مه سال ۱۹۲۸، ماهنامه سیاسی با نام پکستون به زبان پشتو منتشر کرد. در نهایت، در نوامبر ۱۹۲۹، باچا خان جنبش خدمتگران خدا("بندگان خدا") به راه انداخت که این موفقیت توسط امپراتوری بریتانیا سرکوب شد. او و طرفدارانش مانند جنبش استقلال هند خیلی رنج بردند باچا خان در سال ۱۹۶۲، زندانی بین‌المللی عقیدتی سال شناخته شد. در سال 1987، او برای اولین بار به عنوان یک غیر هندی جایزه بهارات رنتا ( بالاترین جایزه غیر نظامی هندرا از آن خود کرد. باچا خان مبارز آزادی‌خواه مهم، یک قهرمان ملی پشتون و یکی از چهره های کلیدی ناسیونالیسم پشتون بود. باچا خان به شدت مخالف تقاضای جمع مسلمانان هند برای جداسازی هند بود.

هنگامی که کنگره ملی هند طرح تقسیم بندی را بدون مشورت با رهبران گروه خدمتگزاران خدا اعلام کرد، او بسیار احساس ناراحتی کرد و گفت: "شما ما را جلوی گرگ پرتاب کردید پس از تقسیم بندی، باچا خان متعهد وفاداری به پاکستان و خواستار یک واحد اداری مستقل "پشتون" در داخل کشور شد، اما او مدام توسط دولت پاکستان در بین سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۵۴ دستگیر شد، و در سال ۱۹۵۶ بخاطر مخالفت برای طرح واحد که حکومت اعلام کرد که منجر به ادغام استان غرب پنجاب، سند، استان مرزی شمال غرب و بلوچستان با اداره غرب پاکستان می‌شد، دستگیر شد. باچا خان نیز بسیاری از دهه۱۹۶۰ و۱۹۷۰ یا در زندان و یا در تبعید به سر برد. در مجموع او چهل سال را در زندان گذرانده است که بیشتر از هر زندانی است که در عصر ما برای آزادی و افکار خود کسی گذرانده باشد . قبل از مرگ او در سال ۱۹۸۸ در پیشاور تحت بازداشت خانگی بود که پس از مرگ وی به وصیت خودش، او را در خانه خود در جلال آباد، افغانستان به خاک سپردند. دهها هزار نفر از مردم عزادار در مراسم تشییع جنازه او، راهپیمایی از طریق گذرگاه خیبر از پشاور به جلال آباد، شرکت کردند اگر چه آن راهپیمایی توسط انفجار دو بمب به کشته شدن ۱۵ نفر منجر شد. با وجود مبارزه سنگین در آن زمان، هر دو طرف از جنگ شوروی در افغانستان، ارتش کمونیستی و مجاهدین، آتـش بـس اعلام کردند تا با این کار اجازه دهند تا او دفن شود

هم بعد از باچا خان فرزندان و نوه های او ریاست مهمترین و بزرگترین حزب ملی گرای پشتونها عوامی نیشنل پارتی را بدست گرفت.

حزب عوامی ملی در ژوئن سال ۱۹۵۷ در شهر داکا (بنگلادش) تأسیس گردید. رئیس حزب مولانا بهاشانی و دبیر کل آن محمودالحق عثمانی بود. در سال ۱۹۵۷ حزب عوامی ملی به دو جناح حزب عوامی ملی (بهاشانی) و حزب عوامی ملی (ولی خان فرزند باچا خان) و بعضی فراکسیون‌های کوچک مانند حزب مَزدور کِسّان انشعاب کرد. درسال ۱۹۷۷ حکومت ذوالفقار علی بوتو برای تحت فشار قرار دادن خان عبدالولی خان رهبر اپوزیسیون ملی وقت، حزب عوامی ملی را ممنوع اعلام کرد؛ بنابراین رهبری حزب ممنوعهٔ نشنل عوامی پارتی، عوامی نشنل پارتی را تأسیس کرد. عوامی نشنل پارتی از جملهٔ احزاب چپ است. مرکز اساسی فعالیت حزب، مناطق پشتونشین در پاکستان است این حزب که بزرگترین حزب ملی گرا در ایالت خیبر پشتونخوا محسوب می شود افکار و عملکرد ملی گرایانه را دارد و مخالف احزاب مذهبی است، همیشه در دولت خیبر پشتونخوا سهم به سزایی داشته است . مخالف جهاد افغانستان بود آنرا فساد و عامل بدبختی پشتونها می خواند . و در مجموع داعیه اعاده حقوق پشتونها در پاکستان را دارد ، شخصیتهای مهم در این حزب عضویت دارند و درمیان مردم نفوذ بسزایی دارد.

رهبران آن در حال حاضر در باره خط دیوراند سکوت اختیار کرده اند. در مجالس ایالتی و ملی و مجلس سنا کرسی دارد . در ذیل خود چند تا از انجمن ها و احزاب کوچک دارد و به ویژه در بخش سواد و ساختن دانشگاه و مدارس و بوجود آوردن شعور ملی گرایی در پشتونها فعالیت بیشتری دارد. رهبر این حزب هم اکنون اسفندر یار ولی خان فرزند عبدالولی خان و نوه باچا خان می باشد. این حزب در دولت قبلی در ایالت خیبر پشتونخوا دولت تشکیل داده سر وزیر این ایالت به اسم حیدر خان هوتی عضو این گروه بوده است.

حزب پشتونخوا ملی عوامی پارټی:

یک حزب ملی گرا می باشد که در ایالت بلوچستان پاکستان فعال است در میان ملی گرایان این ایالت نفوذ خوبی دارد و همراه احزاب مذهبی در ایالت بلوچستان از جمله جمعیت علمای اسلام به رهبری مولانا فضل الرحمان ،کرسی هایی را در شورای ایالتی بدست می آورد. در هر دولت برخی از اعضای این حزب در مجلس سنا و مجلس ایالتی و ملی نماینده دارد. رهبر این حزب محمود خان اچکزای می باشد که پسر عبدالصمد خان اچکزای است محمود خان اچکزای که چندین دفعه بعنوان عضو مجلس ملی انتخاب شده است طرفدار پشتونستان است و این حزب هم داعیه حقوق پشتونها را دارد . و یک حزب قوم پرست و به شدت ملی گرا محسوب می شود.

گروهها و احزاب کوچک دیگر هم در بین پشتونهای دو ایالت وجود دارد . البته هم اکنون خیلی از پشتونها اعضای حزب مردم پاکستان به رهبر آصف زرداری و حزب مسلم لیگ نواز شریف و نهضت یا تحریک انصاف برهبری عمران خان هستند، در حال حاضر نهضت انصاف که بیشترین کرسی را در انتخابات ایالتی گذشته بدست آورده بود در ایالت خیبر پشتونخوا دولت تشکیل داده است. ناگفته نماند که تعداد کثیری از پشتونها در شهر کراچی که مهمترین و بزرگترین شهر و بندر مهم پاکستان محسوب می شود زندگی می کنند این پشتونها در دهه های گذشته به ویژه در دو دهه گذشته به کراچی رفته و بافت جمعیت آنجا را بر هم زده است به گونه ای که هم اکنون بعد از مهاجرین ، و سندی ها سومین جمعیت کراچی را تشکیل می دهد و تعداد آنها به چند میلیون می رسد ، در کراچی بیشتر پشتونها عضو احزابی مانند جماعت اسلامی و عوامی نیشنل پارتی هستند و همواره در رقابت با یکدیگر به سر می برند. پشتونهای کراچی را می توان بزرگترین واحد پشتونها که در یک شهر گرد هم آمده اند نام برد.

الان بر می گردم به احزاب مذهبی در بین پشتونها بعنوان مقدمه برای ورود به این بحث باید عرض کنم که در اواخر دهه هفتاد میلادی یعنی در سال ۱۹۷۹ دو تحول مهم در جهان اسلام به ویژه در منطقه ما اتفاق افتاد که نه تنها موجب تحولات و جهت گیری های جدیدی در سطح جهان شد بلکه در میان پشتونها هم در تحولات و جریانات فکری و فرهنگی و مذهبی باعث تغییرات چشمگیری شده . این دو حادثه عبارت بود از حمله شوروی به افغانستان و کودتای کمونیستی در این کشور و دوم پیروزی انقلاب اسلامی در ایران . این دو تحول در کنار برخی از تحولات سیاسی داخل پاکستان تغییرات مهمی را در منطقه و آنگاه در جهان موجب گردید.

بعد از حمله شوروی به افغانستان میلیونها مهاجر افغان به پاکستان و به ویژه به مناطق پشتونها در ایالتهای بلوچستان و خیبر پشتونخوا و مناطق قبایلی روی آوردند. همزمان با این حادثه در پاکستان هم احزاب مذهبی علیه دولت ذوالفقار علی بوتو که آنرا یک دولت سیکولار و دشمن مذهب می خواندند تلاش می کردند و با ارتش این کشور دست به یکی کرده یک اعتصاب و حرکت عظیمی در پاکستان علیه دولت مردمی بوتو آغاز شده بود که با کودتای ژنرال ضیاء الحق دولت بوتو سقوط کرده و ذوالفقار علی بوتو توسط وی اعدام شد. ژنرال ضیاء الحق که در ابتدا وعده های شیرینی به ملت داده بود از جمله برگزاری انتخابات در ظرف سه ماه تحویل دولت به احزاب و سیاستمداران ، و اجرای نظام اسلامی در پاکستان ، با استقبال احزاب مذهبی پاکستان از جمله جمعیت علمای اسلام روبرو شد . در عین حال ضیاء الحق برای طول دادن به دولت خود احزاب مذهبی و مدارس مذهبی را در پاکستان تقویت کرد و به تفرقه و اختلافات مذهبی دامن زد . نامبرده که بعد از حمله شوروی به افغانستان فرصت خوبی برای تقویت موقعیت خود یافته بود زیر چتر حمایت امریکا یازده سال بر مردم پاکستان حکومت کرد و در این مدت به یک قهرمان برای پشتونهای افغانستان که با شوروی می جنگیدند مبدل شد. ورود میلیونها افغان بعنوان مهاجر به مناطق پشتونها که زمینه مذهبی داشتند از یکسو باعث جذب فرزندان این مهاجرین به مدارس مذهبی پاکستان گردید و از سوی دیگر از آنجا که با پترو دلارهای کشورهای عربی به ویژه عربستان امارات و قطر ماشین مدرسه سازی در پاکستان براه افتاده بود هزارها مدارس مذهبی توسط این کشورها به حمایت ژنرال ضیاء الحق در پاکستان تشکیل و دهها هزار افغانها و پشتونهای پاکستان که از فقر افزایش جمعیت و سایر مسایل رنج می بردند به این مدارس جذب شدند. در رونق

بخشیدن به این مدارس احزابی مانند جمعیت علمای اسلام مولانا فضل الرحمان و جمعیت علمای پاکستان به رهبری سمیع الحق و جماعت اسلامی هم نقش برجسته داشتند.این چند عوامل در کنار کمکهای نظامی امریکا و غربی ها که اندیشه به زانو در آوردن خرس قطبی در افغانستان را به وسیله نیروی عظیم مدارس و احزاب مذهبی در پاکستان داشتند باعث بوجود آمدن یک نهضت فراگیر جهادی و طلاب در پاکستان به ویژه در مناطق پشتونها گردید ، که در آن هم فرزندان مهاجرین افغان، هم پشتونهای محلی به ویژه در مناطق قبایلی حضور داشتند و هم عربها و سایر مسلمانان با جذبه جهاد با شوروی از کشورهای مختلف عربی و غیر عربی به مناطق پشتونها سرازیر شدند که در آینده هسته اصلی گروههای مانند القاعده وغیره را تشکیل دادند. سه عامل یعنی سرپرستی وحمایت ژنرال ضیا الحق و استخبارات ارتش پاکستان و کمکهای استخباراتی و نظامی غرب و امریکا و دلارهای نفتی عربها باعث بوجود آمدن یک نیروی بزرگ جهادی در مناطق پشتونها شد که در ابتدا بعنوان جهاد افغانستان در گروههای مختلف جهادی حرکت می کرد و در آینده به شکل طالبان و سایر گروههای افراطی ابراز وجود کرد. در سالهای جهاد افغانستان مناطق پشتونها به ویژه پیشاور به بزرگترین شبکه استخباراتی جهان مبدل شده بود ، و هر کس از این آب گل آلود ماهی می گرفت ، در این میان کشورهایی مانند

عربستان که قصد مقابله با نفوذ و گسترش انقلاب اسلامی ایران را در پاکستان داشتند به کمک ژنرال ضیاء الحق گروههای افراطی و تکفیری مانند سپاه صحابه را تشکیل دادند که در آینده به شاخه های دیگر از جمله لشکر جنگوی و لشکر طیبه وغیره مبدل شد و باعث شیعه کشی در پاکستان و افغانستان شد.

زمان جهاد را می توان یک نکته عطفی در تغییر افکار پشتونها دانست به این معنا که دو جریان کاملا متفاوت ملی گراها و مذهبی گراها رو در دروی هم ایستاده بودند دریک طرف احزابی مانند عوامی نیشنل پارتی و پشتونخوا عوامی پارتی از دولت نجیب الله در افغانستان حمایت کرده و جهاد افغانستان را فساد می دانست و رفت و آمد خوبی با دولت افغانستان داشت و در سوی دیگر گروههای مذهبی که برای جهاد افغانستان سوخت فراهم میکردند و به شدت از مجاهدین حمایت می کردند. این جریانها حتی از نظر فکری و فرهنگی هم بر پشتونها تاثیر گذاشت ، فرهنگ جهاد و حماسه های ن نظامی و طلاب و طالبان و اشعار جهاد در ایالت خیبر پشتونخوا و بلوچستان رونق یافت ، شعر مقاومت و جهاد رونق خاصی پیدا کرد.و شعرا ونویسندگان زیادی در باره جهاد و ستمهای شوروی و بدبختیهای و مظلومیت مردم افغانستان قلم فرسایی کردند . و از سوی دیگر احزاب ملی گرا از نظریه کمونیسم متاثر شدند و برخی از پشتونهای مسلمان به کمونیسم تمایل پیدا کردند . تقابل این دو نظر در فرهنگیان و شعرا و نویسندگان پشتون زبان هم آشکار بود. در مجموع دوره جهاد افغانستان و بعد از آن دوره جنگهای داخلی مجاهدین و طالبان ، را می توان دوره های قدرت گیری نظریات و ایدیالوژی مذهبی و افراطی در بین پشتونها دانست . دراین مدت مهمترین احزاب در میان پشتونها که هم از نظر جمعیتی و هم قدرت خیابانی بیشترین قدرت را داشته و دارند . احزاب مذهبی می باشند که از جمله آنها سه حزب از بیشترین قدرت برخوردار هستند و در سیاست و سرنوشت نه تنها پشتونها بلکه کل پاکستان نقش دارند. ، حزب جماعت اسلامي پاکستان، حزب جمعیت علمای اسلام به رهبری مولانا فضل الرحمان و حزب جمعیت علمای پاکستان به رهبری مولانا سمیع الحق.

حزب جماعت اسلامی پاکستان که موسس آن مولانا مودودی از مشهورترین علمای پاکستان محسوب می شود در سال ۱۹۰۳ در شهر اورنگ آباد از ایالت حیدرآباد هند به دنیا آمد. نوجوانی‌اش را به عنوان یک روزنامه‌نگار گذراند. در سال ۱۹۲۷ نخستین اثر مهم‌اش را با عنوان «جهاد در اسلام» در شماره‌های متوالی یک روزنامه می‌نوشت. چند سال بعد، او ماهنامه‌ای تحت عنوان ترجمان القرآن که به ترجمه و تفسیر قرآن اختصاص داشت منتشر کرد و تا پایان زندگی‌اش در سال ۱۹۷۹ به انتشار آن ادامه داد. وی به دعوت اقبال لاهوری از حیدرآباد به لاهور مهاجرت کرده بود. علامه مودودی گروه جماعت اسلامی را در سال ۱۹۴۱ پایه گذاری کرد. تشکیلات او با الگوبرداری از احزاب کمونیست اروپا سازمان یافته بود.

جماعت اسلامی مخالف تشکیل کشور پاکستان بود. استدلال مودودی به شکلی واضح و علنی این بود که اسلام را نمی‌توان و نباید به یک دولت- ملت محدود دانست. اما پس از تقسیم هند مودودی به پاکستان رفت و برای تشکیل حقوق شرعی یا حقوق اسلامی به تلاشی خستگی ناپذیر دست زد. خواسته اصلی حزب جماعت اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام در کشور پاکستان است. اسلام سیاسی ریشه در تفکرات افرادی از قبیل مودودی دارد. این حزب اگر چه یک حزب فراگیر است و تنها به ایالت خیبر پشتونخوا محدود نیست ولی در عمل بیشترین طرفداران آن پشتونها هستند، در گذشته افرادی مانند قاضی حسین احمد که خود یک پشتون بود رهبر این حزب بود و هم اکنون رهبر آن مولانا سراج الحق می باشد که او هم یک پشتون است . این حزب مدارس دینی زیادی در پاکستان و به ویژه در مناطق پشتونها دارد و طرفداران آن بیشتر قشر روشن فکر در مدارس و دانشگاهها هستند. که خواهان حکومت اسلامی در پاکستان می باشند. و نکته قابل توجه عضویت خیلی از دختران و زنان در این حزب است .جریان «مولانا ابوالعلا مودودی»: با اندک تسامح می توان آن را جریان اخوانی پاکستان شمرد.

مودودی نقد تاریخ صدر اسلام را جایز دانسته، «جمهوری الهی» را بهترین نوع حکومت اسلامی میداند. مودودی در کنار مکتب سلفی، نظام های سیاسی معاصر، نظام چندحزبی و انتخابات آزاد را می پذیرد. وی طرفدار وحدت اسلامی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب به شیوه های مسالمت آمیز است و تحول فکری و فرهنگی بر تحول در نظام سیاسی ضروری می داند و در دوره جهاد افغانستان از جمعیت اسلامی برهان الدین ربانی و حزب اسلامی حکمتیار حمایت می کرد. نامبره در پاکستان از اولین کسانی بود که حتی قبل از انقلاب اسلامی ایران طرفدار نهضت امام خمینی بود . خود قاضی حسین احمد هم با ایران روابط حسنه داشته و سفرهای متعددی به ایران داشت .بعد از قاضی حسین احمد رهبرا این حزب تا حدی از آرمانهای مودودی انحراف پیدا کرده و مواضع آنها در رابطه با تحولات ترکیه و سقوط دولت اخوانی مرسی در مصر و نظر آنها در باره عملکرد عربستان در جهان اسلام سر در گم بوده است.

جمعیت علمای اسلام یک حزب سیاسی مذهبی است که در سال ۱۹۴۵ تاسیس شد ، زمانی که جمعیت علمای هند در رابطه با تقسیم هند از موضع اندین نیشنل کانگرس حمایت کرد . بخاطر اختلاف با این موضع مولانا شبیر احمد عثمانی حزب جمعیت علمای اسلام را بوجود آورد.

جمعیت علمای اسلام نماینده مکتب دیوبند در پاکستا ن است که تا زمان ژنرال ایوب خان بعنوان یک حزب مذهبی برجسته بود ولی در دهه هفتاد بخاطر مخالفت با بی دینی ایوب خان به رهبری مولانا مفتی محمود پدر مولانا فضل الرحمان پا به عرصه سیاسی گذاشت . از نظر فکری جمعیت علمای اسلام حامی قوانین سنتی اسلامی است و به همین خاطر در افغانستان از دولت طالبان به شدت حمایت می کرده است . این حزب در تمام پاکستان مدارس و حوزه های دینی بیشماری دارد که بیشتر از هر حزب مذهبی دیگر می باشد. بیشترین قدرت حزب جمعیت علمای اسلام به رهبری مولانا فضل الرحمان در ایالت خیبر پشتونخوا و ایالت بلوچستان است. در بلوچستان همیشه در دولت ایالتی وزیر و مقام دارد و در ایالت خیبر پشتونخوا هم در شورای ایالتی کرسی دارد. این حزب از نظر قدرت خیابانی بی نظیر است و برای نشان دادن اعتراضات به سیاستهای مخالف و یا سایر مسایل در تعداد زیادی می تواند دست به تظاهرات خیابانی بزند . مدارس مذهبی این حزب و طلاب آن در جهاد افغانستان هم نقش داشتند و بعد از آن در زمان طالبان هم خیلی از اعضای این گروه عضو این حزب بوده و هستند.

جمعیت علمای پاکستان به رهبری مولانا سمیع الحق

جمعیت علمای پاکستان حزبی است که از جمعیت علمای اسلام مولانا فضل الرحمان جدا شده است و رهبر آن مولانا سمیع الحق است مولانا سمیع الحق که به پدر طالبان مشهور است در حال حاضر رییس مدرسه حقانیه است ، نامبرده طرفدار سرسخت طالبان است و هیچ وقت حاضر نشده است افراد عادی و نظامیانی که در حملات طالبان در پاکستان کشته می شوند را شهید بگوید، نامبرده تاکنون چندین بار میانجیگیری مذاکرات طالبان با دولت افغانستان و پاکستان را به عهده گرفته و در میان طالبان از نفوذ خوبی برخوردار است.

اما حوزه علمیه یا دارالعلوم حقانیه) نام حوزه علمیه اسلامی واقع در شهر اکوره ختک ایالت خیبر پختونخوا پاکستان است. این مدرسه اسلامی مبلغ عقاید جنبش دیوبندی از شاخه‌های مذهب سنی است و در راستای اهداف و افکار دارالعلوم دیوبند تأسیس شد. با توجه به محتوا و روش آموزش در این حوزه و هم‌چنین سوابق طلاب آن، به این مدرسه لقب دانشگاه جهاد داده‌اند. دارالعلوم حقانیه را مولانا عبدالحق ‍پدر مولانا سمیع الحق در ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۴۷ تأسیس کرد.

شهرت این مدرسه مذهبی بیشتر به خاطر پرورش و آموزش اعضای ارشد طالبان است. از جمله این افرادمی‌توان به محمد عمر، جلال‌الدین حقانی و اختر محمد منصور اشاره کرد. در جریان ترور بی‌نظیر بوتو پلیس پاکستان مدعی شد که ترور در دارالعلمیه حقانیه و به دست طلاب آن طرح‌ریزی شده است. این مدرسه در بیشتر مناطق پاکستان شاخه و مدرسه دارد و طلاب علوم دینی تربیت می کند. در این اواخر امریکا به تخصیص بودجه سالانه از سوی دولت برای حوزه حقانیه اعتراض کرد.

طالبان و شبکه حقانی

طالبان که در حال حاضر به دو گروه عمده یعنی طالبان پاکستان و طالبان افغانستان تقسیم می شوند اکثریت آنها را پشتونها تشکیل می دهند، طالبان پاکستان که رهبر اول آن صوفی محمد بود مخالف دولت وقانون اساسی پاکستان و خواهان اجرای نظامی اسلامی در این کشور هستند. در منطقه سوات بعد از جنایات بسیار با دولت به توافق رسیده و تا مدتی نظام خود را در برخی از مناطق اجرا کردند ولی بخاطر تحجر و برداشت انحرافی از اسلام مورد قبول مردم واقع نشد و دولت و ارتش پاکستان بعد از آن این گروه را سرکوب کرد. در جریان عملیات ارتش پاکستان خیلی از اعضای این گروه به افغانستان پناه بردند که سرکرده آن به اسم ملا فضل الله هنوز هم در افغانستان در مرزهای این کشور با پاکستان مخفی است . گروه طالبان پاکستان هر از گاهی در داخل پاکستان بمب گذاری و حملات تروریستی انجام می دهند. بزرگترین و فجیع ترین حمله این گروه حمله به مدرسه وابسته به ارتش پاکستان بود که در آن بیش از صد نفر دانش آموز و معلمین کشته و دهها نفر زخمی شدند. تا کنون استخبارات پاکستان با تلاشهای خود این گروه را به چند شاخه تقسیم کرده و با کشتن رهبران آن قدرت این گروه را کاهش داده است.

اما طالبان افغانستان . طالبان افغانستان که در سال ده اکتبر سال ۱۹۹۴ در اوج جنگهای داخلی افغانستان با داعیه از بین بردن گروههای فساد وارد افغانستان شدند با توجه به شعارهای آنها مردم از آنها استقبال کرده و این گروه با سرعت بعد از فتح کندهار و سایر شهرها در مدت اندکی به کابل رسیدند. طبق اعترافات خانم بوتو و نصیر الله بابر وزیر کشور سابق پاکستان گروه طالبان را پاکستان و عربستان به رضایت امریکا و انگلستان تشکیل داد. گذشته از سیاستها و تاریخچه این حزب می خواهم اندکی به افکار این گروه بپردازم.

طالبان، جنبشی شکل گرفته از علما و طلاب مدارس دینی افغانستان است که عمدتا در پاکستان تحصیل کرده و تعداد آنها در دو دهه اخیر به هزاران نفر می رسد. گرایش نسل جدید مهاجرین به مراکز دینی، دلایل ایدئولوژیک و اجتماعی متعددی داشت. نسل جدید افغان ها معتقدند، گرایش های فکری مراکز آموزشی دولتی افغانستان، به ویژه پس از سیطره چپگرایان، منحرف و ضدمذهبی است.

از سوی دیگر، در صفوف مجاهدین، حضور علما و طلاب جوانی که داعیه دفاع از دین و وطن داشتند و قدرت آنها در رهبری مبارزات، به شدت جلب توجه می کرد.

فضای ایدئولوژیک و قرار گرفتن علما در صف اول مبارزه، نقش مراکز دینی و فارغ التحصیلان آن را دو چندان کرده بود، به ویژه آنکه محدودیت مراکز دینی در اردوگاه های مهاجرین افغان در پاکستان، به احزاب اسلامگرای افراط گرای افغان فرصت داد، تحت تاثیر انگیزه های دینی و طایفه ای مراکز آموزشی جدیدی برای مهاجرین دایر کنند، جایی که شکل دهنده هسته اولیه مبانی فکری طالبان بود در این مدت در پاکستان هزارها بلکه دهها هزار مدرسه مهاجران افغان و خود پشتونهای محلی طلاب تربیت کردند در مجموع در مدارس و فضای دینی پاکستان سه جریان فکری اسلامگرا فعال هستند که عبارتند از:

- جریان «شاه ولی الله دهلوی»:

محمد قاسم نانوتوی معروف ترین چهره این جریان مدرسه «دیوبند» را در هند بنیان نهاد تا تبدیل به یک مکتب فکری شود. «جمعیت علمای هند»، شاخه سیاسی این مکتب است و «جمعیت علمای اسلام» شاخه آن در پاکستان است. این حزب، امروز به اکثریت و اقلیت تقسیم شده، رهبری اکثریت را مولانا فضل الرحمن و اقلیت را مولانا سمیع الحق به عهده دارد که پشتون هستند و به شدت به قرآن، سنت، سیره خلفا و سلف صالح معتقد و مخالف اجتهاد و تجدد می باشند که ذکر آن گذشت.

- جریان «مولانا ابوالعلا مودودی»: با اندک تسامح می توان آن را جریان اخوانی پاکستان شمرد. مودودی نقد تاریخ صدر اسلام را جایز دانسته، «جمهوری الهی» را بهترین نوع حکومت اسلامی می داند. مودودی در کنار مکتب سلفی، نظام های سیاسی معاصر، نظام چندحزبی و انتخابات آزاد را می پذیرد. وی بنیانگذار «جماعت اسلامی پاکستان»، بزرگترین حزب اسلامگرای پاکستان است وی طرفدار وحدت اسلامی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب به شیوه های مسالمت آمیز است و تحول فکری و فرهنگی بر تحول در نظام سیاسی ضروری می داند و در دوره جهاد افغانستان از جمعیت اسلامی برهان الدین ربانی و حزب اسلامی حکمتیار حمایت می کرد.

-

تقسیم بندی دیگری نیز در پاکستان وجود دارد که مدارس دینی، علما و روحانیون مذهبی و حتی مردم را به دو گروه دیوبندی و بریلوی تقسیم می کند. اعتقادات دیوبندی ها شبیه وهابی هاست، به ویژه در مسایل شفاعت، استمداد از اولیا و پیامبران و زیارت قبور. برخلاف بریلوی ها که انعطاف پذیر است. و در سه مورد فوق نزدیک به نظر تشيع هستند «احمد رضاخان بریلوی»، بنیانگذار این مکتب و نماینده سیاسی آن در پاکستان «جمعیت علمای پاکستان» به رهبری مولانا شاه احمد نورانی و عبدالستار نیازی است.

طرفداران این مکتب به تصوف و عرفان هم علاقه خاصی نشان می دهند و سلسله های تصوف از جمله چشتی و قادری وغیره به همین مکتب تعلق دارد. بریلویان در پاکستان زیارتهای زیادی دارند. مکتب دیوبندی دین رسمی پاکستان و مورد حمایت عربستان است، جمعیت علمای اسلام، سپاه صحابه و جمعیت اهل حدیث مهمترین گروه های این مکتب در پاکستان هستند و طالبان افغانستان با هر سه گروه ارتباط تنگاتنگی دارد و این رابطه زمانی نزدیک تر شد که پاکستان و عربستان اعلام کردند، در افغانستان از احزاب تندرو اسلامگرا حمایت می کنند.

گروه طالبان بعد از سقوط خود توسط امریکا تضعیف شد ولی با گذشت زمان خود را بازیافته به حملات خود علیه نیروهای خارجی در افغانستان و نیروهای دولتی افغانستان پرداخت. پاکستان متهم است که به اعضای این گروه کمک می کند و آنها را تمویل وتجهیز کرده برای حملا ت به افغانستان می فرستد. و اینکه طالبان را به خوب و بد تقسیم می کند. کارشناسان یکی از عوامل حمایت پاکستان از طالبان و اینکه پاکستان نمی خواهد درافغانستان صلح و امنیت برقرار شود را چند مساله می دانند از جمله مساله خط دیوراند که پاکستان می ترسد یک افغانسان مستقل و امن می تواند این مساله را احیا کرده و درد سر درست کند. به همین خاطر قصد دارد افغانستان عمق استراتژیک این کشور باشد و در کابل یک دولت مورد حمایت و به اصطلاح دست نشانده پاکستان حاکم باشد. پاکستان هم چنین متهم به سبوتاژ کردن تلاشهای صلح افغانستان است و اینکه نمی گذارد طالبان بطور مستقل با دولت افغانستان به توافق برسد.طالبان تاکنون در راستای مستقل شدن از پاکستان تلاشهای زیادی از جمله تاسیس دفتر برای خود در قطر انجام داده است. بعد از اعلان خبر مرگ ملا عمر ، ملا منصور به عنوان سرکرده این گروه تعیين شد که امسال در حمله پهپهاد امریکا در بلوچستان کشته شد و هم اکنون ملا هیبت الله اخوند زاده سرکرده این گروه است. گروه کوچکی به سرکردگی ملا رسول از این گروه جدا شده است که در داخل افغانستان فعالیت دارد.

نکته ای که اینجا می خواهم به آن اشاره کنم فرقی است درمیان طالبان افغانستان با طالبان پاکستان ، جامعه افغانستان یک جامعه حنفی مذهب است و از نظر فقهی تا جاییکه بنده مطالعه دارم مذهب حنفی در خیلی از مسایل با اهل تشیع نزدیک و هم نظر است از جمله مساله شفاعت پیامبر و اولیاء ، زیارت قبول ، توسل و غیره ، اگر در پاکستان ما می بینیم که گروههایی مخالف شیعیان و یا اهل سنت بریلوی هستند اینها در واقع تحت تاثیر افکار تکفیری و متحجرانه آل سعود است ، به همین خاطر بیشترین گروههای تکفیری و مخالف شیعیان در پاکستان ساخته و پرداخته شده است از جمله سپاه صحابه ، لشکرطبیه و لشکر جنگوی وغیره ، طالبان پاکستان هم تحت تاثیر این گروهها و افکار هستند که به شیعه و سنی رحم نمی کنند. اما در رابطه با پشتونهای افغانستان خبر امیدوار کننده اینست که مردم پشتون این کشور هنوز تا حد زیادی به مذهب حنفی خود باقی مانده اند و چندان تحت تاثیر تفکر وهابیسم نیستند. علی رغم سه چهار دهه جنگ در افغانستان هنوز هم زیارتها در افغانستان سالم هستند و کسی به آن تعرض نکرده ، اگر در زمان حمله طالبان به بامیان و ویران کردن بلندترین بت های بودا در جهان به پشت پرده این سناریو نگاه کنیم می بینیم که دست استخبارات خارجی و علمای پاکستان در کار بوده است که طالبان را تحریک به این کار کرده اند . ویا اگر در روز عاشورا علیه شیعیان در کابل حمله می شود مسوولیت آنرا هم لشکر طیبه وغیره به عهده می گیرند، و در هر اقدام متحجرانه که درافغانستان به چشم می خورد دست رهبران مذهبی و متحجر پاکستان یا گروههای تکفیری این کشور و یا استخبارات پاکستان در کار است.

بنده که از سال ۱۹۹۴ صدها مصاحبه با رهبران طالبان افغانستان انجام داده و یا ترجمه کرده و یا مستقیما با آنها صحبت کرده ام اکثریت در گروه طالبان افغانستان معتقد به مذهب حنفی و توسل و شفاعت وغیره هستند و اذعان می کنند که در اقدمات متحجرانه و تکفیر آمیز طالبان در افغانستان بیشتر توطئه و دست خارجی در کار بوده است.

در آخر مناسب می دانم اشاره ای به یک جریان جدید پشتونها اشاره کنم و آن پشتونهای عرب و یا ازبک و چچن هستند .

در زمان جهاد افغانستان و سپس طالبان خیلی از افراد افراطی و مذهبی از کشورهای مختلف از جمله عربها به مناطق قبایلی و غیرقبایلی پشتونها آمدند و در کنار مردم افغانستان علیه شوروی جنگیدند. هم چنین برخی از گروههای افراطی تاجیک و ازبک و چچن و عرب وغیره که در کشورهای خود از سوی دولتها با مخالفت و یا تبعید مواجه بودند اینها که تعداد شان به صدها و بلکه هزارها نفر می رسند در مناطق پشتونها با زنان پشتون ازدواج کرده و خانواده تشکیل دادند و بعد از آن که مجاهدین دیروز برای امریکا به تروریستهای امروز مبدل شدند این گروه ترجیح داد در مناطق قبایلی بماند. اینها فرزندان و اولاد دارند که هم زبان پشتو بلدند و هم زبانهای مادری خود و چون در فضای جنگ بدنیا آمده و بزرگ شده اند از لحاظ روحی جنگ طلب و خشن هستند. یکی از نمونه های این افراد اسامه بن لادن است که داماد ملا عمر می باشد.

در مجموع اگر به جامعه پشتونها نگاه بیندازیم از نظر فکری و فرهنگی همواره دو تفکر مذهبی و ملی گرایی در میان آنها بوده است.

رادیو و تلویزیون ملی افغانستان؛

2- رادیو وتلویزیون آریانا؛

3-تلویزیون طلوع؛

4-تلویزیون افغان؛

5-رادیو و تلویزیون نورین؛

6- تلویزیون شمشاد؛

7-تلویزیون لمر؛

8-تلویزیون تمدن؛

9-تلویزیون آینه؛

10-تلویزیون نگاه؛

11-رادیو و تلویزیون راه فردا؛

12-تلویزیون کوثر؛

13-تلویزیون وطن؛

14-تلویزیون نور؛

15-تلویزیون دعوت؛

16-تلویزیون آرزو؛

17-تلویزیون یک؛

آینه ( دوستم)

افغان تی وی

خارجی:

بي بي سي

صدای امریکا ( تلوزیون آشنا)

تلوزیون آلمان

پاکستان.

حدودا ده کانال.

در مجموع بعد از سقوط رژیم طالبان 1400رسانه های صوتی و تصویری آغاز به فعالیت نموده اند و حدودا 50 کانال های تلویزیونی شروع به نشر برنامه کردند. بیش از سی و چهار این تلویزیون ها مربوط به دولت میباشد.

 پاکستان ۲۸ میلیون (۲۰۰۶) [۲‍‍‍‍‍[

 افغانستان ۱۲ میلیون (۲۰۰۹) [۳[

 امارات متحده عربی ۳۱۵٬۵۲۴ (۲۰۰۸) [۴[

 ایران ۱۱۰٬۰۰۰ (۲۰۱۰) [۵[

 بریتانیا ۱۰۰٬۰۰۰ (۲۰۰۹) [۶[

 کانادا ۲۶٬۰۰۰ (۲۰۰۶) [۷[

 هند ۱۱٬۰۸۶ (۲۰۰۱) [۸[

 ایالات متحده آمریکا ۷٬۷۱۰ (۲۰۰۰) [۹[

 مالزی و  سنگاپور ۵٬۱۰۰ (۲۰۰۸) [۱۰[

 

 

 

 

 

 

 


٠٨:٥٤ - دوشنبه ١١ مرداد ١٣٩٥    /    شماره : ٦٥٦٥٩٥    /    تعداد نمایش : ٧٩٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج