اخبار > نشست ويژگي هاي منطقه اي تصوف در جهان


  چاپ        ارسال به دوست

نشست ويژگي هاي منطقه اي تصوف در جهان

گزارش نشست ويژگي هاي منطقه اي تصوف در جهان

نشست ويژگي هاي منطقه اي تصوف در جهان با سخنراني جناب آقاي دكتر عليرضا ابراهيم عضو هيئت دانشگاه آزاد اسلامي تهران در سالن اجتماعات شهيد رحيمي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در تاريخ 19/5/95 برگزار گرديد.

در ابتداي نشست آقای ربانی رئيس مركز مطالعات فرهنگي –بين المللي معاونت پزوهشي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي سخناني ضمن تبريك ایام با سعادت تولد حضرت ثامن الحجج عليه السلام و خوشامدگوئي به حضار اظهار داشت :

یک مسأله و سؤالی كه هم اكنون مطرح است اين است که چطور در گذشته تاریخی بسیاری از داعیان و مبلغان تشیع که غیر بومی بودند، یا عرب و ایرانی بودند و علیرغم تمایزات و تفاوتهای فرهنگی و مذهبی به راحتی مي‌‌‌توانستند جذب یک جامعه شوند، این تمایزها را به پیوستگی تبدیل کنند و تأثیرات ماندگار تاریخی را از خود به یادگار بگذارند. در حالی که در دوره معاصر، اکثر داعیان و مبلغان تشیع، بومي‌‌‌ هستند. یعنی از همان جامعه هستند. پیوستگی نسبی، تاریخی و فرهنگی دارند. ولی از این پیوستگی به سمت و سوی تمایز‌ها، تباین‌ها و تفاوت‌ها سوق پیدا کرده‌اند. و منجر شده است به اینک تشیع در غالب کشورها بویژه کشورهای اسلامي‌‌‌ به یک ناهنجاری تبدیل شود. و حکم یک پدیده خارجی و بیرونی پیدا کند. جالب بود که یک نقطه اساسی که انسان به آن مي‌‌‌رسد، گفتمان مبلغان و داعیان در آن دوره تاریخی، بهره گیری از ظرفیت های گسترده‌‌ و برای آن جوامع قابل فهم بود. شما شبه قاره را مطالعه کنید. آسیای جنوب شرقی را که اولین داعیان و مبلغان آنها ایرانی، یمنی و یا هندی بودند، از زمان عرفان و تصوف که حوزه مشترک و فهم بود با جامعه مخاطب که بودایی و یا هندی بودند و به راحتی آنها را پذیرفتند.  تفاوت ها و تمایزهای جزئی تبدیل به یک پیوستگی مستمر تاریخی و فرهنگی که امروزه هم هنوز آثار آن برجاست. بسیار عجیب است که در دوره معاصر، یکی از مشکلات ما این است که میراث کهن تاریخی و فرهنگی به نام تصوف که فرصتی بود برای ایران و تشیع در حال تبدیل شدن به یک تهدید است. وقتی ما جریان های متصوفه را در کشورهای مختلف مطالعه  مي‌کنیم، در حوزه مطالعاتی من که کشورهای آسیای جنوب شرقی است، اینها مغایرت ها و تمایزات زیادی با وهابیت داشتند. مثلاً سازمان های بزرگی برای مقابله با تفکر وهابی شکل گرفت. اما امروزه به راحتی آنها را پذیرفتند و در مقابل تشیع موضع گرفتند. این اتفاق در خیلی از جاها از جمله در شبه قاره، شمال آفریقا، آسیای جنوب شرقی در حال روی دادن است. این اتفاق نامیمونی است که یک فرصت و میراث تاریخی و فرهنگی گسترده مربوط به ایران و تشیع در حال تبدیل شدن به یک تهدید است.

ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شاید در حوزه مطالعات نظری مربوط به اصل تصوف و همچنین مباحث تاریخی آن فعالیت داشته‌‌ايم. ولی یکی از کاستی های حوزه مطالعاتی ما، مربوط به تصوف معاصر بویژه در جهان اسلام، جریان ها و رویکردهای آن مي‌‌‌باشد. لذا، نشستهایی را پیش‌بینی کرده‌‌ايم تا از نظرات اساتید و صاحبنظران استفاده کنیم و نگاه تحلیلی بهتری به این دغدغه‌ها و مسائل شود.

سپس دكتر ابراهیم در سخناني ضمن اشاره به هويت فرهنگي جريان تصوف در جهان گفت :

مشايخي كه خارج از اينجا قرار دارند ، در بعضي از كشورها آمار مراجعه به آنها از مساجد و غيره و غيره بيشتر است. اين مشايخ در بعضي از كشورها، قدرت ايجاد تحركات ملي دارند.در بعضي از كشورها مانند تركيه، ايجاد جريان هاي حزبي مي‌كنند. در جنوب شرق آسيا، مشايخ هم پزشك هستند، هم مشاور خانواده هستند و هم در مورد مسائل اخروي و معنوي سرويس ارائه مي‌كنند.  هم دعا نويس هستند و هم مناسك و آداب ديني را به جا مي‌آورند. هم به معنايي فقيه هستند و هم امام جماعت هستند. چنين شخصيت هايي، در محيط خود بسيار تأثيرگذارند.

وي در ادامه به ترويج تفكرات شيعه هراسي در جهان بر اثر تحريكات دشمنان منطقه اي ج.ا.ا پرداخت و گفت : صحبت سر این است که چطور مي‌‌‌شود شیعه هراسی را به شیعه شناسی تبدیل کرد؟ یک تلقی اشتباهی از شیعه در ذهن آنها جای گرفته است. چطور مي‌‌‌شود این تلقی را تغییر داد؟

دكتر ابراهيم با ذكر برخي ابهامات نسبت به قدرت و جايگاه طريقت هاي متصوفه در جهان گفت :  در بعضی از مناطق جهان اسلام، تصوف مهمترین ارگان تغذیه کننده تفکر جامعه است. نمونه بارز آن الأزهر، نهادی است که هر چند اینجا معرفی که از آن مي‌‌‌شود بیشتر جنبه‌های علمی آن مد نظر است زیر پوسته ظاهری و فقهی الأزهر، یک هسته قدرتمند صوفیانه نهفته است. هشتاد سال هشتاد سال، ریاست آن را قطب‌های صوفیه عهده‌دار بودند. همین چهره معروف، عبدالحلیم محمودی که بعضی از دوستان کتاب هایش را اینجا زیاد دست به دست مي‌‌‌کنند، یک شاذلی خیلی معروفی در حوزه خود بود که ما بیشتر به ظاهر کت و شلواری و غیرصوفیانه او مي‌‌‌شناسیم. اما واقعیت این است که ایشان تعلقات صوفیانه خاص داشت. تا تراز قطبیت بالا رفته و وابسته به شاذلی بود. سنتاً، رؤسای الأزهر از بین طریقه‌ها انتخاب مي‌‌‌شوند.

وي ادامه داد : این نگاه باید تغییر کند: یعنی اینکه تصوف یک لایه بدون تأثیر باری به هر جهت در بعضی از مناطق است، در واقعیت اینطور نیست. در بسیاری از کشورهای اسلامی تصوف یک جریان تأثیر گذار است. البته خوب بعضی از مناطق هم هستند که به دلیل امواج سکولاری که در آن قوت گرفته تصوف درحال حاضر تحت فشار است. و از آن مواریث تاریخی خود دور شدهاست. به هر صورت در آنجا نیز مشایخ امواج بازگشتی را تولید مي‌‌‌کنند تا بلکه بتوانند آن را احیا کنند.

سخنران محترم سپس به لزوم شناخت متصوفه هر منطقه جهان اشاره كرد و لزوم نگاه ديدارشناسانه و بدور از پيش داوري در اين زمينه را يادآور شد.

دكتر ابراهيم افزود: واقعیت این است که در پیکره اصلی اهل سنت، تصوف نزدیک ترین لایه به تشیع است. بگذارید من عرض خود را بار دیگر تکرار کنم. در پیکره کلی اهل سنت، نزدیک ترین لایه به تشیع، حوزه تصوف آن است. یعنی اگر قرار باشد پیوندی شکل بگیرد، دیالوگی صورت بگیرد، این دیالوگ در گام اول با تصوف خواهد بود. چرا؟ امکان بازدهی و رسیدن به نتایج مثبت بیشتر است تا موقعی که شما بخواهید با حوزه‌های فقهی کلامی و یا سیاسی و غیره و غیره وارد دیالوگ شوید.

وي علل اين امر را در سه محور به قرار ذيل برشمرد:

محور اول ولی محوری است. در تصوف قائل به محوریت یک شخص هستند. شخصی که دارای کاریزماست. دارای جاذبه‌های معنوی است. و او در حال هدایت جمعی است. این کاریزما را او از موقعیت دینی خود اخذ مي‌‌‌کند. بالعکس خیلی از کشورهایی که بهار عربی در آن اتفاق افتاد و یک شخصیت سکولار در صدر نشست. فرقه‌های صوفیه قائل به این هستند که اگر یک نفر شایستگی جامعه را داشته باشد، او قطب است. او شخصیت ولی است که الان یک طریقه را پیش مي‌‌‌برد. البته خوب این در عمل اتفاق نیفتاد. در حال حاضر در خیلی از این کشورها شخصیت دیگری این هدایت را انجام مي‌‌‌دهد که چه بسا با خود صوفیه برخورد دارند. خود جریان های سکولار ایجاد مانع تراشی در جهت رشد تصوف کردند. ما در تشیع ولی محوری را به عنوان یک اصل از ابتدا داشتیم. این مي‌‌‌تواند ایجاد یک در واقع پل فهم مشترک کند. به تعبیر بهتر ما از این نظر صوفیه را مي‌‌‌فهمیم و صوفیه از این نظر ارادت ما را به رهبری و مراجع ما درک مي‌‌‌کنند. دقت مي‌‌‌فرمایید برای یک جامعه سکولار درک این تعلق خاطر کار سختی است. خیلی متوجه نمي‌‌‌شوند که چرا وقتی کسی صحبت مي‌‌‌کند بقیه گریه مي‌‌‌کنند، یعنی چه؟ در بعضی از سخنرانی‌های امام خمینی (ره) هنوز هست. همین که امام (ره) شروع به صحبت مي‌‌‌کند، بقیه گریه مي‌‌‌کنند. معنی آن را متوجه نمي‌‌‌شوند و اصلاً چرا چنین واکنشی شکل مي‌‌‌گیرد؟ اما فهم این در تصوف کار سختی نیست. آنها این را مي‌‌‌فهمند.

محور دیگر بحث آداب و شعائر مقوله زیارت مي‌‌‌باشد که یکی از پارامترهای بسیار مهم است. در اغلب کشورهایی که شما مطالعات آن را بیشتر از بنده به عهده دارید، بخش مهمی از اماکن زیارتی وابسته به تصوف است. حتی بعضی از آنها تاریخی است. مثلاً فرض مي‌‌‌کنیم، سیده نفیسه در مصر از نوادگان امام حسن (ع) یا سیده زینب در قاهره، اینها تاریخی هستند. یعنی وابسته به جریان اولیه تاریخ اسلام هستند. شخصیت های بعدی که مزار آنها به صورت زیارتگاه درآمده است، بخش مهم و قابل توجهی از آنها را صوفیه شکل مي‌‌‌دهد. این که فرد به زیارت مکانی برود، یک شخصیتی را که در ظاهر مرده بخواهد به او متوسل بشود از او حاجت بگیرد و یا او را واسطه قرار دهد این مخصوصاً با رشد جریان های سلفی تبدیل به یک حرکت بی معنا و یا حتی مخل توحید شده است. با اینکه تصوف اصرار دارد که این به عنوان یک سنت بماند و از آن دفاع کرده و بابت آن بها پرداخت مي‌‌‌کند. مزار شاذلی در حمیثره مصر طبق تصور خود آنها به اندازه یک حج ارزش دارد. خوب این تصور را ما هم در مورد اباعبدالله (عليه السلام) در شیعه داریم. اما مي‌‌‌گوییم که زیارت ابا عبدالله (عليه السلام) به اندازه چندین حج ثواب دارد. آن طرف هم این تلقی دقیقاً در مورد شاذلی در مصر، تیجانی در شمال آفریقا و بقیه شخصیتها در جاهای مختلف وجود دارد. این یکبیس مشترک است. آنها این تصور را ندارند که شیعه هم مقوله زیارت را به عنوان یک محور قرار داده است. بدیهی است اگر شیخی به اینجا دعوت شود و توفیق پیدا کند به زیارت امام رضا (عليه السلام) برود و از نزدیک آنجا را ببیند، آیا فکر مي‌‌‌کند در فضایی غیر از فضای فکری خودش قرار گرفته است. همین را شما حول حرم شاذلی، همین را حول نظام الدین اولیا در هند مي‌‌‌بینیم همین را حول میرسیدعلی همدانی در کولاب مي‌‌‌بینیم. این فضا فضای نامأنوسی نیست. خود این ایجاد یک درک متقابل مي‌‌‌کند.

ببینید عزیزان، واقعیت این است که تشیع در ذات خود یک مدل عرفانی است. به تعبیر بهتر تشیع خود یک طریقه است. واقعیت این است که تشیع حول و حوش شخصیت کاریزماتیک امام علی(عليه السلام) شکل گرفته است. چون او را دوست داشتند به او اقتدا کردند. این هسته اولیه شکل گرفتن هر طریقه‌اي در جهان اسلام است. بعدها صاحب فقه و کلام در ادوار بعدی شده است. یعنی همان شخصيت های کاریزماتیک که برای آن محور بوده اند، بعدها کلام و فقه هم تعریف کردند. فلسفه و غیره هم برایش شکل دادند. ما در این مقوله با تصوف مشترک هستیم. تشیع در ذات خود یک عرفان است. هر چند جریان‌های دیگری که بعداً عارض بر شیعه شدند، خود را چنان در شیعه فربه کردند که این جنبه، یعنی جنبه عرفانی شیعه در ضعف و اقلیت قرار گرفته و در حال حاضر به این نسخه رسیده است. البته در همین شرایط فعلی هم اگر کسی به تشیع نظر کند، عناصر عرفانی خوبی را در آن مي‌‌‌بیند.

محور دیگر تأکید روی مواریث مشترک که البته فعلاً حداقل از نظر تاریخی به یک معنا تا حدی در اختیار ماست. میرسیدعلی همدانی که به تعبیری از اجداد امام خمینی (ره) هم بودند، ایشان مشخصاً اهل همدان بوده آثار زیادی به فارسی دارد. ايشان با از خودگذشتگی در قالب سفرهای میسیونری چندین بار به هند رفت. الان اسلام کشمیر باید خود را مدیون زحمات میرسیدعلی بداند. میرسیدعلی همدانی، در برابر جوکی‌های هندی در برابر شخصیت‌ها و گروه های برجسته هندویی در آن منطقه قد علم کرد. بدون استفاده از سلاح و ابزار و از طریق قابلیت‌های معنوی که داشت، افراد را به خود جذب کرد. الان چیزی که در کشمیر دارید، بخش مهمی از آن حاصل زحمات امثال این بزرگوار است. البته در آنجا برای او تشکیلات و قدمگاهی درست کرده اند. به زیارت او مي‌‌‌روند و ارتباط خوبی دارند. عرض من این است در سمیناری که جهت بزرگداشت میرسید علی همدانی گرفته مي‌‌‌شود، از مشایخی که در آنجا هستند، چشتی، نقشبندی و شتايي هستند به این فضا بیایند. این خود ایجاد یک دیالوگ مشترک مي‌‌‌کند.  ما هم برای خودمان به اینجا آمده ایم. یک شخصیت را احیا کردیم که از مواریث ما محسوب مي‌‌‌شود، و هم به این بهانه یک پل ارتباطی با آنها برقرار شده است.  از علماي ما هم همينطور. از علماي اخير ما، مرحوم مجتهدي كه براي ايشان در تالار وزارت كشور بزرگداشت گرفته بودند، دوستاني كه رفته بودند مي گفتند، تعداد زيادي از هند با همان لباس هاي هندي آمده بودند. چه بسا خيلي از آنها هم مسلمان بودند. منظور شخصيت هايي هستند كه خود اينها محدود به اين فضا نبودند اينها ارتباطاتي با خارج از ايران دارند.

نمونه‌ا‌ي كه در حوزه ترك مي‌توان مثال زد، شيخ عمر الخلوتي است. اينها ايراني تبار بودند و باعث و باني طريقه‌هايي شدند كه البته رشد آنها در خارج ايران بود. اما به آن بهانه مي‌شود اينجا كاري كرد. شيخ زايد گيلاني هم همينطور جزء شخصيت هاي متقدم خلوتيه محسوب مي‌شود. مي‌توان براي آنها در اينجا مراسمي‌برگزار كرد. ما مي‌توانيم چيزي تحت عنوان توريسم مبتني بر تصوف داشته باشيم. امكان آن وجود دارد كه با سازمان گردشگري ارتباطي برقرار كرد.  بسياري از نعمت اللهي‌هاي هند علاقمند هستند كه به كرمان و ماهان بيايند و مزار شاه نعمت الله را زيارت كنند. شمس براي ما ارث و ميراث گذاشته است. مي‌تواند در خوي ايجاد درآمد كند. آقاي اعواني مي‌فرمودند سميناري كه براي شمس گرفته بودند، به قدري از خود ترك ها شركت كرده بودند كه آقاي دكتر اعواني در آنجا گم شده و از يك مدرسه سر درآورده بودند. آنهايي كه قرار بود سخنراني كنند از ازدحام جمعيت گم شده بودند. اين خيلي خوب است. يك سرمايه است. تك تك شخصيت هاي تصوف براي ما يك سرمايه هستند و مي‌توانند در اين مملكت ايجاد اشتغال كنند. از بيرون كساني هستند كه اگر بدانند به شرطي كه بدانند، مشتاق هستند. دوستان تكه سنگ مزار غزالي در تابران در حال نابود شدن است. غزالي در شمال آفريقا بسيار مورد احترام است. يعني به هنگام بردن اسم او سه دفعه تعظيم مي‌كنند. قشيري در نيشابور خاك مي‌خورد. رساله قشيري هنوز در متون تصوف حرف اول را مي‌زند. يعني مهم نيست كه شيخ در نيجريه است. همان زاويه نيجريايي الرساله قشيريه خط به خط آن را تعليم مي‌دهد. اصلاً اگر اين نباشد شيخ نمي‌تواند سخنراني كند. آثار غزالي از جمله احياءالعلوم غزالي هنوز حرف اول را در تصوف مي‌زند. در حوزه جنوب شرق آسيا كه اشاره شد، غزالي در تصوف يك بت است. ادعا دارند كه هنوز روي دست او كسي نيامده است. الان سنگ غزالي در طوس است. به بهانه غزالي انشاءالله امام رضا (عليه السلام) را هم زيارت كنند. انشاءالله خدا بحق امام رضا(عليه السلام) همه ما را عاقبت بخير كند. يك صلوات بفرستيد.

صوفيه و عرفاي ما براي ما سرمايه‌هاي ارزشمندي به جا گذاشتند كه در حال خاك خوردن است. مانند بانكي كه فعلاً در آن بسته است. اگر بدانند مزار غزالي يك تور دارد، خيلي علاقمند هستند كه سفر كنند. خيلي از طريقه‌ها در خيلي از مناطق جهان اسلام جزء مراكز مهم مالي هستند و چنان گردش اقتصادي را در منطقه خود شكل مي‌دهند كه اگر پول خود را از بانك هاي آن قسمت بيرون بكشند، اقتصاد آنجا فلج خواهد شد. در ليبي را من مثال زدم. در ليبي حتي قبل از قذافي، بخش عمده‌ا‌ي از مناطق زراعي آنها صحرا است و قابل كشت نيست.بسياري از زمين هاي زراعي وقف زاويه‌ها بوده است و شيوخ، قدرت مالي عظيم داشتند. مراكز آموزشي گسترده‌ا‌ي دارند.

استاد ابراهيم در ادامه ضمن درخواست از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي براي پيش قدم شدن در شكل دهي به انجمن هاي دوستي دانشگاهي گفت :  اگر انجمن دوستي دانشگاهي مركز مطالعاتي كه الحمدالله شما در اينجا داريد با يكي از اينها شكل بگيرد، اين مي‌تواند يك گام مثبت باشد. ما جزء آرزوهايمان بود كه انجمن دوستي دانشگاه اديان و مذاهب شكل بگيرد. اين اتفاق نيفتاد و فكر نمي‌كنم بسياري با اين امر موافق باشند. الأزهر، پتانسيل بسياري دارد. كمترين پتانسيل آن، كتابخانه آنلاين اين دانشگاه است. اين حداقل امكان الأزهر است. وقتي حوزه علميه قم و يا يك مركز پژوهشي در اينجا وارد يك ديالوگ با آنها شود، چقدر مي‌تواند بركات داشته باشد.

عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي در پايان سخنان خود تدوين يك دائره المعارف از شيوخ متصوفه معاصر در سراسر جهان را پيشنهاد نمود و به سئوالات حضار پاسخ داد.

 


١٥:٤٠ - چهارشنبه ١٧ شهريور ١٣٩٥    /    شماره : ٦٥٩١٩٩    /    تعداد نمایش : ٧٤٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج